گور سفید نام بلند ترین قله ارتفاعات منطقه ورمنجه از کوهستان پراو است . که ۳۰۰۰ هزار متر ارتفاع دارد . از چند راه می شود به این قله دست یافت ولی بهترین و نزدیک ترین راه از مسیر جنوبی به نام داربید است .
در این جبهه مسیر های دیگری هم وجود دارد ( مرخان ـ و چالاو قمر ) .
کوهستان ورمنجه داری پوشش گیاهی تنکی است که در دره های بسته و تنگ آن اندکی غنی تر است و عموما از درختان بومی منطقه مانند : بنه ــ ون ــ بادام تلخ ــ ذغال اخته ــ بلوط ــ انجیر ــ ارژن ــ است . سابقا گله های پرتعدادی از کل و بز در منطقه وجود داشته که به مرور و با افزایش اسلحه در بین اهالی و از بین رفتن قوانین ممنوعیت شکار و همچنین عدم نظارت گسترده که در زمان گذشته بر منطقه بود به تدریج از تعداد این حیوانات بی آزار و بسیار زیبا کم و کمتر شد به گونه ای که الان نسل آنها در منطقه به احتمال غریب به یقین منقرض گردیده است . خرس ــ پلنگ ــ گرگ ــ روباه ــ شغال و از پرندگان کبک ــ شاهین ــ عقاب و زغن ها رو می توان از جمله حیوانات منطقه می باشند .
با کم لطفی از سوی تعدادی از دوستان که قرار بود ما را در این برنامه همراهی کنن مواجه شدیم و با تعداد کمی به سوی تنگ توه ابتدای محل حرکتمان به راه افتادیم .
علی دائی چی _ یزدان دائی چی _ فائزه نور زاد و خودم
برای رسیدن به پای کار برنامه باید از طریق جاده کرمانشاه سنندج به سمت غرب حرکت کنیم بعد از پلیس راه در سراهی شهرک قزانچی که یک پاسگاه نیروی انتظامی هم انجا مستقر است به سمت شهرک سرابله رفت و نرسیده به شهرک به سمت راست و روستای خلج مسیر را تغییر داد بعد از روستای خلج چند کیلو متر دیگر راه خاکی می شود تا به داخل تنگ توه برسیم . اینجا در زمان جنگ منطقه نظامی بوده و هنوز اثار ان به چشم می خورد . از طریق مسیر مرخان که درست روبروی مدخل تنگه است به سمت ارتفاعات حرکت می کنیم . در سمت راست این مسیر مسیری دیگر است به نام کنا ونام که به دشت زیلو منتهی می گردد است . در منتها علیه دره در سمت راست گرده ای است به نام تنگ حال آور .
در دشت زیلو غار های آبگردان و میان سه پل واقع شده و در نردیکی تنگ حال آور غار مر عبدالباقی که بیشتر جبنه استراحت گاه شکارچیان است و از نظر انجام برنامه غار نوردی ارزشی ندارد .
مسیر مرخان که ما الان در ابتدای ان هستیم در میان دیواره ای واقع شده که حدودا 1000 متر ارتفاع دارد و در این مسیر چند غار کوچک و زیبا هست که یکی از انها غار مرخان می باشد .
در این فصل ( بهار ) مسیر برنامه ما مملو شده بود از گیاهان خوراکی از جمله آنها ریواس که بسیار به چشم می خورد . و خوردن آن مزه برنامه را بسیار ترش و آبدار کرده بود . و این لذت و طراوت فصل بهار را می توان از صدای پرندگان خوش آوزا به خوبی دریافت .
از ساعت 6:30 که به راه افتاده بودیم حدود 2ساعت و نیم می گذشت و الان ما زیر سنگی بودیم که از صخره های بالا سقوط کرده و در بین دره لاخ ( گیر کرده ) شده بود . سنگی بسیار بزرگ به اندازه یک اتاق سم متر در چهار متری زیر ان به اندازه 3 متر فضای خالی وجود دارد . به زحمت روی ان رفته و یک صبحانه به یادماندنی انجا خوردیم .
مسیر را در همان دره به سمت بالا ادامه دادیم و در سمت چپ به غار مرگلان می رسیم ( مر = غار و گلان = غلت خوردن و دلیل این نامگذاری به خاطر شیب تندی است که غار از دهانه به سمت انتهای آن دارد ) با احتیاط وارد غار می شویم به علت انباشته شدن شیب تند غار از سنگ های کوچک و بزرگ روی هم این امکان وجود دارد که هر آن از زیر پا به سمت پائین حرکت کرده و باعث اصابت به نفر جلوئی گردد .
طول غار بسیار من شاید حدود 50 باشد ولی دیدنش خالی از لطف نیست .
بعد از دیدار از غار و سازه های آهکی قشنگش از طریق همان دره به سمت بالا حرکت می کنیم تا به غار مرخان برسیم . این غار بسیار کوچک ولی چون داری آب دائمی حتی در فصل خشک سال می باشد جای بسیار مناسبی برای اطراق شکارچیان می باشد .

در سمت چپ این غار می توان با تراورس نمودن به غار باستانی و زیبای آسنگرخانه رسید . این غار به خاطر ویزگی مناسبش در گذشته با احداث یک کوره از آن برای ذوب اهن و ساخت ادواد فلزی چون شمشیرو نوک پیکان و نیزه استفاده کرده اند . هنوز بقایای کوره در غار باقی مانده است ولی از دست سود جویان اسیب فراوان دیده است . در زیر همین غار غاری دیگر است به در آن با سفال حوضچه ای تعبیه شده که اب در آن جمع شده و برای مصرف مورد استفاده قرار میگرفته است .
مسیر را از کنار مرخان ادامه می دهیم تا به گردنه سبز با نام محلی مله سوز برسیم . از انجا کمی به سمت راست متمایل شده و در نهایت به غار دوبه در که غاریست کوچک و همانگونه که از اسمش پیداست دارای دودهانه می باشد می رسیم . دهانه خروجی غار به ارتفاعات بالای منطقه با نام پنجاه گول ( پنجاه برف چال ) باز می شود . این محل از سوی اهالی روستاهای اطراف درماهای اخر بهار و اوایل تابستان جهت تعلیف داه های خود مورد استفاده قرار می گیرد . اما در این وقت از بهار هنوز سرد و بدون پوشش مناسب جهت چرای دام است . در یکی از منزل های موقت این مردم نهار را صرف می کنیم . و کم استراحت باعث تجید قوای بدنی می گردد .


ساعت 2 به سمت قله گور سفید حرکت می کنیم که بارش باران خفیفی شروع می شود . از خیر رفتن به روی قله منصرف می شویم چون وضعیت هوا به خوبی معلوم نیست و نیز اینکه ارتفاعاتیکه صعود کردیم خیلی کمتر از قله گور سفید نبود به همین خاطر به سمت چالاو قمر ( چاه ابی که به نام چالاو قمر نامگذاری شده ) به راه می افتیم .
این قسمت از کوهستان ورمنجه بزرگترین لاله زار کوهستان پراو است . منطقه ای که از لاله واژگون قرمز شده و من تا حالا هیچ جای دیگری را مانند این قسمت از کوهستان مملو و پر ندیدم . کاش سازمان محیط زیست برای نگهداری و مراقبت از این منطقه که خیلی هم گسترده نیست فکری می کرد . چون افراد زیادی در این فصل برای تفریح به اینجا میایند و بر اثر این تردد افراد بسیار از این گلهای زیبا و منحصر به فرد از بین می رود.


به اندازه برداشتن مقدار آب از چاه اب ( چالو قمر ) توقف می کنیم و سپس به سمت دره سور کال ( سرخ کم رنگ ) به راه میافتیم و ساعت حدود ۷ به روستا رسیده و محمد برادرم با ماشین به استقبال ما آمدو ما را به کرمانشاه رساند .

