سال ها بود وصف ديواره علم کوه و منطقه زيباي البرز مرکزي رو مي شنيدم تا اينکه هفته قبل به اتفاق آقايان عليرضا و جهانبخش دائي چين فرصت دست داد تا اين منطقه زيبا رو ببينم . به همين خاطر با خودرو سوراي علي آقا ساعت 3.5 بامداد روز پنجشنبه 7 مردادماه به سمت کلاردشت و رودبارک به راه افتاديم . بعد از گذشتن از سد کرج در يک مکان مناسب از جاده چالوس براي صرف صبحانه توقف کرديم و ساعت حدود 1 به قرارگاه فددراسيون رسيديم نهار را در سالن قرارگاه خورديم و با مسئولين قرارگاه جهت گرفتن ماشين لندرور و همچنين قرار دادن ماشين در محوطه قرارگاه صحبت کرديم تعدادي کوهنورد از شهرستان هاي مختلف براي صعود قله به رودبارک آمده بودند .مقداري ميوه و مايحتاج برنامه را از ردوبارک تهيه کرديم .همراه سه تن از کوهنوردان شهرستان نيشاپور يه خودروز لندرور به قيمت 35 هزار تومان کرايه نموده تا مارا به محل کوهپيمائي رسيدن به حصارچال واقع در تنگه لو برساند . جاده خاکي و نامناسب باعث عدم تردد خودرو هاي سواري شاسي کوتاه مي شد . تا انجا حدودا يک ساعت راه بود . در محل پياده شدن تعدادزيادي کوهنورد جهت بازگشت به رودبارک منتظر ماشين بودند . که يک گروه از آنها از کوهنوردان کارخانه سيمان غرب بودند . ارتفاع اين منطقه که اب رودخانه سردابه رود از ان مي گذشت و به سمت رودبارک مي رفت حدود 3700 متر است و از اينجا به بعد کوهنوردان بايد خود ملزومات خود را حمل کنند و يا با چهار پايان آنرا تا منطقه حصار چال ببرند . وجود يخچالهاي بزرگ که از سقوط بهمن هاي بيشماري حاصل شده بود در ميانه راه نشان از وضعيت خطرناک زمستاني اين منطقه از نظر سقوط بهمن داشت .ولي اکنون چشمنداز بينهايت زيبا و چشم نوازي را به همراه پوشش سبز گياهان منطقه بوجود آورده بود که چشم هر کوهنوردي را به خود خير مي کرد وزش نسيم خنک ارتفاعات و هواي تميز کوهستان سختي و شيب مسير را براي هر کسي ساده و قابل تحمل مي کرد. آب نهر جاري در طول مسي واقعا کلمه سردابه رود را اسمي در خور اين رود مي داد چون سردي بسيار زياد آن مانع مي شد که بتوان با آن حتي صورت را شست . حدود 2.5 ساعت کوهپيمائي ملايم توام با تصوير برداري و عکاسي از منطقه مارا به محل اطراق و کمپ حصارچال رساند . قبل از ما کوهنوردان زيادي به اينجا آمده بودند و حين بالا آمدن نيز کوهنورداني که قله را صعود کرده بودند در حال بازگشت بودند . مکاني ناسب براي به پا کردن چادر انتخاب کرديم و در آن مستقر شديم .با غروب آفتاب هوا دماي هوا به شدت کاهش پيدا کرد و به همين خاطر به داخل چادر رفتيم .به سرعت هواي منطقه ابري شد و در آخر شب بارش باران را داشتيم .
ساعت 5 صبح بيدار شديم و بعداز صرف صبحانه راس ساعت 6 به سمت قله به راه افتاديم قبل از ما گروهاي زيادي به طرف قله حرکت کرده بودند مسير رسيدن به قله خيلي سخت نبود يا لااقل براي من اينطور مي نمود . احساس مي کردم رفتن به قله پراو سنگين تر از اين برنامه است . در ميانه راه با وحيد طوهور و محمد اعصاري نژاد به همراه آقايان بيرجندي و سعيد جواهر پور بچه هاي آزمايشي باشگاه دماوند را جهت صعود قله هدايت مي کردند . يک تيم هم از دانشگاه ايلام و تيم هاي ديگري از بانک ملت و ....در مسير بودند . به خاطر تصوير برداري بين من و آقايان دائي چين فاطله افتاد و به همين خاطر زمان رسيدنمان به قله با هم متفاوت شد . من ساعت 9.5 به قله رسيدم آقاي جهانبخش دائي چين حدود يک ساعت بعد و آقا علي هم دو ساعت بعد .گرفتن چند قطعه عکس يادگاري و استراحت مختصري با ديدن مناظر اطراف ازجمله علم چال جائي که سنگ نوردان براي صعود ديواره معروف اين کوه پاي در منطقه مي نهادند کاري بود که سر قله انجام داديم . باد نسبتا سردي مي وزيد به سمت حصار چال حرکت کرديم و حدود ساعت 1 به محل چادر رسيديم .
خیلی گرسنه شده بودیم به همین جهت ابتدا نهار خوردیم و بعد از آن استراحت کردیم .
گروه هایی که قله رو صعود کرده بودند کم کم منطقه حصار چال را به قصد رفتن به رودبارک ترک می کردند . تنها به سمت دریاچه ای که از ذوب برف ها در سمت چپ منطقه و کنار یک یخچال درست شده بود رفتم و دقایقی در اب سرد آن آبتنی کردم . ( من چند سال قبل در دریاچه سبلان هم شنا کرده بودم و اب این دریاچه از ان گرم تر بود . )
به محل کمپ بچه های کلوپ دماوند رفتم تعدادی از آنها تازه از قله رسیده بودند و دقایقی پیش آنها بودم .
بعد از حرکت آنها به سمت تنگلو به کنار چادر خودمان امدم و سپس با آقا علی و آقا جهانبش به کنار دریاچه رفته و چند قطعه عکس گرفتیم .
شب محل چادر را عوض کردیم و آقا علی بیرون خوابید . امشب هوا صاف بود غروب یک تیم دیگر وارد منطقه شد که بعدا متوجه شدیم از خراسان رضوی امده بودند .
صبح روز شنبه با جمع کردن وسایل به سمت پائین راه افتادیم . و بین راه مناظر زیبای علم کوه رو با عکسبردای و تصویر برداری ثبت می کردیم .
از تنگلو تا محل اولین خانه های داخل تنگه پیاده روی کردیم که حدود ۲.۵ ساعت طول کشید . مسافتی را هم با یک نیسان که متعلق به یکی از صاحب خانه های انجا بود رفتیم تا به ردوبارک و قرارگاه فدراسیون رسیدیم .
+ نوشته شده توسط يوسف سورني نيا در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت
16:39 |