راس ساعت ۵ صبح در محل پل های غیر هم سطح لب اب جمع شدیم .
علی دائی چی ــ مهندس صفائی ــ یزدان دائی چین ــ محسن ــ بهنام روشنی و خودم .ساعت ۲۰/۵ به سمت پادگان متروکه سپاه ۹ بدر حرکت کردیم و حرکت خود رو به سمت چشمه دوزری آغاز کردیم .
هوا بسیار مطبوعی بود و مسیر بسیار خلوت .
حدود ۲ ساعت بعد یعنی ۵/۸ به چشمه رسیدیم کسی انجا نبود بساط صبحانه را پهن کردیم و حدود ۴۵ دقیقه در انجا توقف داشتیم . در این بین چند نفر از طرف پناهگاه به انجا امده و راهی کرمانشاه شدند .
بهنام روشنی سرباز وظیفه اهل اسفراین از استان خراسان شمالی بود و مشغول خدمت سربازی در پادگان شماره ۲ ارتش . مهندس صفائی از کارمندان مرکز تحقیقات کشاورزی که این برنامه را همراه ما امده بود .
خیلی ارام به سمت پناهگاه حرکت کردیم . و در نزدیکی جانپناه یک شبه به رضا فلاحی بر خوردیم . او به همراه یکی دیگر از دوستان شب قبل ساعت ۹ شبانه به طرف قله رفته بود.
به پناهگاه که رسیدیم ساعت ۵/۱۱ شده بود . تعدادی کوهنورد از شهرستان کامیاران از شب قبل انجا بودند . و همچنین چهار جوان از روستای نوکان کرمانشاه که بساط قلیان مفصلی برای خودشان در پناهگاه برقرار کرده بودند .
کوله پشتی ها را در پناهگاه گذاشتیم و به سمت قله رفتیم همگی به جز آقا علی دائی چی .
از پناهگاه تا قله به طور متوسط ۳۰ تا ۴۵ دقیقه راه است .
هوای بسیار خنک و بوی گیاه معطر چویر بسیار دل انگیز و صفا بخش می باشد و باعث نشاط در من می شد .
محسن و یزدان از ما جدا افتادند و چند دقیقه دیر تر به قله رسیدند . پشت قله هنوز توده بزرگی از برف وجود داشت که در حال ذوب شدن بود و ابی سرد از زیر ان جاری بود .
بعد از گرفتن چند عکس یادگاری به پناهگاه امدیم و نهار را خوردیم
تا ساعت ۳ در پناهگاه بودیم سپس جهت دیدن بچه ها از دهانه غار پراو داخل میدان پراو شدیم .
هنوز توده برف دهانه غار به طور کامل ذوب نشده بود و هوای بسیار خنکی از دهانه غار متصاعد می شد . چند دقیقه هم انجا نشستیم و سپس به سمت پائین و چشمه دوزری به راه افتادیم .
بین راه هم یکی دو بار برای خوردن اب توقف کردیم .
کنار چشمه به اندازه برداشتن چند بطری اب و استراحت کوتاهی توقف کرده و بازهم به سمت درب پادگان مسیر را ادامه دادیم تا اینکه ساعت حدود ۷ به انجا رسیدیم و تا کنار جاده کرمانشاه بیستون پیاده رفتیم .
برنامه تمرینی خوبی بود .


