<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>غارنورد</title>
<link>http://usef.blogfa.com/</link>
<description> </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 09:02:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سالگرد وفات خلیل عبد نیکوئی پور </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>سالروز مرگ کوهنورد بی ادعای دیار بابا طاهر بخیر 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سالروز مرگش یادش را گرامی می داریم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/1zc2uzd.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/30137g2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://450.ir/upload/img/1001/1085-05-16598254i89-28116-auto-dsc.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://450.ir/upload/img/1001/1085-05-16598254i89-auto-92562.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://450.ir/upload/img/1001/1085-05-16598254i89-siz-92758.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 09:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازار داغ غار نوردی در کرمانشاه </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>هفته ای که گذشت بازار غار نوردی در کوهستان پراو خیلی داغ بود . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از تیم لهستانی گرفته تا غارنوردان داراب فارس همه و همه تومنطقه به دنبال ارضای خواسته های درونی خود بودند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تیم 5 نفره لهستانی که با حمایت و همکاری فدراسیون کوهنوردی و بخش غار نوردی جهت بازدید از استعداد کوهستان های منطقه کرمانشاه وارد ایران شده بودند ، پس از اینکه از رفتن به کوهستان شاهور که خواستگاه غار های فنی وعمودی بسیاری است به علت نا امن بودن از نظر وجود گروهک های پژاک نا امید شدند به جانب کوهستان پراوآمدند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرپرستی این تیم پنج نفره را غارنورد متبحری که تجربیات چند دهه غار نوردی را در کارنامه خود داشت نام این شخص اندری بود همسر وی اوا ، مریک ، اگاتا و کیو وی را همراهی می کردند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جابر انصاری ، مسعود حمیدی ، پیمان یاوری ، وحید مصدری ، علیرضا بلاغی ، منوچهر مراد نژاد ، جهانگیری ، حسن جواهرپور ، روشن ، و تنی چند از دوستان اعضا ایرانی تیم همراه بودند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پی اعلام وجود چاهی عمیق در نزدیکی پاوه تیم مذکور به روستای خانقاه در نزدیکی این شهرستان رفته و بعد از دو نوبت کاوش عمق یکی از این چاه ها ۱۵۰ و دیگری ۱۲۰ متر اندازه گیری شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز ۲۰ مهر ماه تیم مذکور به سمت ارتفاعات پراو حرکت کردند و از نفرات ایرانی : جواد نظام دوست ٬ جهانگیری از مشهد ٬ پیمان یاوری از کرمانشاه ٬ دو امدادگر از هلال احمر شهرستان صحنه ٬ دو کوهنورد از تهران و خودم همراه تیم ۵ نفره لهستانی بودیم . بارها را با چهار الاغ به پناهگاه رساندیم . غروب را به تهیه اب از غار پراو و غار قباد در نزدیکی پناهگاه گذراندیم . اندری به علت ناراحتی قلبی و به این خاطر که محل اطراق در ارتفاع ۳۰۵۰ متری قرار داشت از ادامه راه باز ماند و به همراه یکی از امدادگران به کرمانشاه مراجعت کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲۱ مهر جهت بازدید از فلات پراو با راهنمایی من به سمت این منطقه بکر و بسیار پر استعداد از نظر غار زائی رفتیم . ( روش کار تیم لهستانی به این گونه بود که ابتدا با کوله سبک و به همراه اوردن جی ی اس  دهانه های منطقه را شناسایی مقدماتی می نمودند و در ایان برنامه  دهانه ها را از نظر اهمیت دسته بندی کرده و در برنامه بعدی سراغ مهم ترین دهانه که از نظر آنها اهمیت بیشتری داشت می رفتند . و در صورتی که کار و وقت بیشتری را می طلبید به روزهای دیگر واگذار می کردند . آنها در اجرای برنامه کاوش اصلا هیچ عجله ای نداشتند و با حوصله خاصی به غار نوردی می پرداختند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ۲۲ مهر به چند تیم تقسیم شدیم اوا ( پوما ) به همرا دو نفر دیگر باز هم برای بازدید و تجسس سطحی به سمت قسمت های دیگر فلات رفت من و آقای جهانگیر و پیمان یاوری و جواد نظام دوست  با برداشتن وسایل رول کوبی و طناب جهت فرود رفتن به داخل دهانه هایی که روز قبل پیدا کرده بودیم رفتیم و علیرضا بلاغی ٬ کیو ٬ مریک و آگاتا هم برای فرود در یکی از چاهایی که پیدا کرده بودند به سمت فلات رفتند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من سه غار را بازدید کردم اولی حدود ۱۰ متر بیشتر نبود که با کارگاه طبیعی فرود رفتم ٬ دومی حدود ۲۰ متر که ادامه مسی عبو انسان میسر نبود ولی غار ابرفتی بسیار جالبی بود و نشان می داد در فصول پر باران محل عبور شدید آب می باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غار سوم که واقعا شکل و شمایل غار را داشت دارای دهانه ای نسبتا بزرگ رو به شمال شرق و مانند دهانه غار پراو بود . حدود ۱۵ تا ۲۰ متر باید به صورت افقی داخل غار می شدیم تا به چا اول غار می رسیدیم . اولین فرود ۱۷ متر  طول داشت . و فرود دوم بعد از یک تراورس کوچک چند متری در یک شیار بسیار تنگ با عمق ۳۰ متر شروع می شد .و پس از ان یک راهرو باریک و تنگ که انتهای غار می شد و به گل ختم شد . در تمام طول غار توده های یخ و برف به چشم می خوردند . برای رسیدن به انتهای این غار ۲ رول اسپید ۸ میلیمتری با مته دستی زدم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از خروج از غار به پیمان یاوری و جواد نظام دوست بر خورد کردیم که در حال بازدید از چاهی بودند که مملو از برف بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادامه دارد .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین بازدید از غار پراو در سال 88 </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>هفته قبل همراه آقای سعید جاوید از گروه کوهنوردی تهران و خانم مهرنوش نورالهی از باشگاه دماوند بازدید تا ابتدای چاه ۶ غار پراو داشتیم و این هفته باخبر شدم که گروهی از دوستان همشهری به سرپرستی رسول چلنگر پور عتزم غار می باشند با آنها هماهنگ شدم و در غالب تیم آنها وارد برنامه گردیدم . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه همراه آقا سید مجتبی موسوی اجاق رئیس شورای شهر کرمانشاه  و جمعی از دوستان به طرف میدان پراو به راه افتادیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز روز افتتاحیه پناهگاه پراو بود و به همین منظور جمعیت زیادی از کوهنوردان و کوهرو های کرمانشاهی با دعوت هیئت کرمانشاه به سمت پناهگاه می امدند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت حدود ۱۱ به پناهگاه رسیدیم . جمع کثیری در آنجا بودند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استاد گلدسته اخرین مرحله سیمانکاری پناهگاه را انجام داد و با ذکر یک صلوات اتمام کار را به همه اعلام کردند . آقای جامه شورانی مسئول پناهگاه سازی هیئت و تعدادی از دوستان سخنانی پیرامون حفاظت از پناهگاه و محیط کوهستان به حاضرین گفتند و جمعیت از ساعت ۱۳ به بعد به سمت پائین رهسپار شدند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پناهگاه خلوت شد و فقط ما ماندیم و کارگرانی که قرار بود وسایلشان را جمع و جور کنند که فردا بعد از چند ماه کار در ارتفاع۳۰۰۰ متری میدان پراو راهی خانه شوند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۴ به پیشنهاد رسول چلنگر وارد غار شدیم ( رسول چلنگر ــ یوسف سورنی نیا ــ هادی جهانگرد ــ آزاد امیری ــ احسان حقیری و مهرداد چاوشی ) . قرار بر این بود که آقای آرش فرهنگ هم همراه آقای موسوی اجاق و آقای ساسانی ساعتی بعد از ما وارد غار شوند و تا چاه ۵ غار پیشروی کنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر چاه ۶ آزاد و سر چاه ۱۰ هادی جهانگرد از تیم جدا شدند و ما راهی چاهای پائین تر شدیم در حالی که حال خوبی نداشتم ( گلویم عفونت کرده بود و خستگی ناشی از حمل کوله سنگین باعثت ایجاد رخوت در تنم می شد ) چند بار خواستم از تیم جدا شوم و بازگردم اما نتوانستم انها را تنها بگذارم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حادثه سال قبل که برای همراهم مرحوم خلیل عبد نیکوئی پور اتفاق افتاده بود مرتب از ذهنم خطورمی کرد و این در کارم بسیار تاثیر می گذاشت . با غاری که ۱۷ با تا انتهای مکشوف آن رفته بودم و برای بار ۶۳ ام در آن کار فنی انجام می دادم احساس غریبی می کردم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طبق معمول جلو تر از بقیه می رفتم و کارگاه های چاه ها را آماده فرود می کردم و قبل از آن طناب های آن را وارسی می کردم بعضی از طنابهای قدیمی به شدت آسیب دیده بودند مثل طناب چاهای ۱۱ و ۱۴ و ۱۵ و دیواره بیستون و ۲۵ که آنرا تعویض کردیم و همینطور طناب چاه ۲۶ که اصلا کارگاه ندارد و طناب به منغاری که چندین متر از سر چاه دور است متصل گردیده ( این طناب ها بعضا متعلق به ۳۸ سال قبل زمان کشف غار می باشد ) . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چکش ٬ مته ٬ رول و صفحه ٬ و بقیه وسایل رول کوبی را به همراه آورده بودم که مسیر سقف چاه ۲۶ را به پیش ببرم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;در چاه ۱۸ دو شمع که مادر ویکتوریا سفارش داده بود به یاد بود امیر و ویکی روشن کردیم و با خواندن فاتحه یادشان را گرامی داشتیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=2&gt;به علت تعداد زیاد نفرات در اول برنامه و اماده نبودن کارگاه های و حمل طناب حرکتمان با کندی پیش می رفت به گونه ای که ۷ ساعته به انتهای غار رسیدیم بعد از انکه دوستانمان تابلو های یادبودشان را نصب کردند به سمت بالا حرکت کردیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از رول کوبی در سقف چاه ۲۶ که حدس می زدم مسیری برای ادامه دادن غار باشد به خاطر مریضی که داشتم و اینکه بسیار احساس خستگی می کردم منصرف شدم ٬ وقتی به محلی که سال قبل رفته بودم و در انجا رولی زده بودم احساس ترس می کردم . حدود ۲۵ متر تا کف چاه ۲۶ ارتفاع داشت که در صورت سقوط چیزی از بدنم باقی نمی ماند که به کف چاه برسد چون شیاری بسیار تیز و برنده سر راه رسیدن جسدم به کف آن بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در انتهای غار یاد آقا خلیل را با خواندن فاتحه گرامیداشتیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند جرعه دلستر و مقدار کمی باقلوا که بچه ها اورده بودند تمام تغذیه ای بود که انتهای غار خوردیم . به سمت بالا برگشتیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; طناب چاه ۲۵ که یک طناب پلاستیکی سبز رنگ بود و چند سال قبل خودم انرا آنجا قرار داده بودم بسیار پوسیده شده بود ٬ آنرا با طنابی کوهنوردی و البته دینامیک تعویض کردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پشت سر همه حرکت می کردم و آقا رسول با دوربین ضد آبی که به تازگی خریده بود عکس های از مسیر می گرفت چند عکس از سوراخ های زیر چاه ۲۴ گرفت که خیلی خوب شدند و به زودی انها را در وبلاگ قرار می دهم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارگاه ها را یکی پس از دیگری باز می کردم  ٬ طناب چاه ۱۶ که از سال قبل در غار مانده بود و متعلق به خودم بود در کیسه بار گذاشته و به احسان دادم الان هر کدام از نفرات یک کیسه بار داشتیم و باید مقداری از طناب ها را از غار خارج می کردیم به همراه ذباله های خود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طناب های چاه های ۸ و ۱۰ را برای استفاده تیم اراکی که قرار است در چند روز اخیر به منطقه وارد شوند جا گذاشتیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این طناب ها دینامیک است و صعود از انها مستلزم صرف انرژی بسیاریست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طنابهای چاه های ۶ به بالا را جمع کردیم و در کیسه بار ها قرار دادیم . و بعد از حدود ۱۹ ساعت درحالی که افتاب میدان پراو را گرم کرده بود با تنی خسته از غار خارج شدیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادامه دارد . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 16:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دماوند از مسیر جنوبی </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>یک برنامه کوهنوردی  به همت هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه به منظور انتخاب نفرات برتر استان در بخش آقایان و بانوان به منظور اعزام به برنامه های برون مرزی در مورخه ۲۸ و ۲۹ در یال جنوبی کوه دماوند برگزار شد و در طی ان حدود ۴۵ نفر از ۵۰ نفر شرکت کننده های موفق شدند قله را صعود کنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همزمان تعداد کثیری از بسیجیان استان تهران جهت صعود به منطقه امده بودند که حدود ۲۰۰ نفر از آنها از بارگاه سوم به سمت قله رهسپار شده بودند حال چند نفر به قله رسیدند مشخص نیست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دونفر از آنها حوالی ابشار یخی دچارحادثه شدند و با کمک بچه های کرمانشاه به پائین منتقل شدند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنده نیز برای اولین بار توانستم دماوند را از مسیر جنوبی صعود کنم . قبل هر چه صعود کرده بودم از یال های دیگر و در فصل زمستان بود . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 16:37:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلات پراو  بهشتی برای غار نوردی </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=7&gt;بهشت غار نوردی درایران&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;فلات پراو با گستره ای که دارد و همچنین برخورداری از قطور ترین لایه های آهکی در کشور و نوع چن خوردگی ها و تنوع آب و هوایی دردوران مختلف زمین شناسی خواستگاه عمیق ترین غار های ایران است ٬ که متاسفانه تا کنون بکر و دست نخورده مانده و دراین زمینه می تواند سالها زمینه های فعالیت جدی غارنوردانی را که به دنبال کشف و اقدام برای انجام پرژه های ماجراجویانه خود هستند فراهم سازد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;وجود فلاتی مرتفع و مستعد از نظر وجود توده های آهکی باعث گردیده که غارهای چاهی بسیارعمیقی در این عرصه بوجود آید . بی شک می توان انتظار داشت که غار هایی بسیار عمیق حتی عمیق تر از پراو در این فلات وجود داشته باشد . وجود چشمه های بسیار بزرگ ( سراب ) در کوهپایه های این کوهستان دلیل محکمی بر این قضیه می باشد . چشمه ای که می تواند در هر ثانیه چند متر مکعب اب رودخانه گاماسیاب ( یکی از سرچشمه های کرخه ) را تامین کند بطورحتم از داخل غاری منشا می گیرد که هنوز بر ما مخفی مانده و این رازیست که غارنوردان ماجراجو را به فعالیت جدی دراین زمینه می طلبد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سالها بازدید از فلات پراو را در سر داشتم . اولین بار به همراه استادم زنده یاد هادی خان رجای فرید در سال ۷۶ بخشی از فلات را بازدید کردیم و سالها بعد همان مسیر را با تعدادی دیگر از دوستان طی کردم .  &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;عدم وجود چشمه دائمی (معمولا در کوهستانهایی که بافت آنها آهکی می باشد به نسبت کوهستان های گرانیتی چشمه و جویبار شکل نمی گیرد و نزولات آسمانی همگی در خاک و لایه های آهکی این کوهستان های نفوذ کرده و در دور دست های به صورت چشمه های بسیار بزرگ نمایان می شوند ) و همچنین دور از دست رس بودن و نبود مسیر مشخص و همچنین وجود قله های مرتفع در قسمت های جنوبی کوهستان باعث می گردد که کوهنوردان تمایلی به بازدید از این منطقه را نداشته باشند . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;روز جمعه گذشته به صورت انفرادی اقدام به بازدید از فلات پراو نمودم . که شرح کامل برنامه را به زودی خواهم نوشت . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 15:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علم کوه از مسیر حصار چال</title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>سال ها بود وصف ديواره علم کوه و منطقه زيباي البرز مرکزي رو مي شنيدم تا اينکه هفته قبل به اتفاق آقايان عليرضا و جهانبخش دائي چين فرصت دست داد تا اين منطقه زيبا رو ببينم . به همين خاطر با خودرو سوراي  علي آقا ساعت 3.5 بامداد روز پنجشنبه 7 مردادماه به سمت کلاردشت و رودبارک به راه افتاديم . بعد از  گذشتن از سد کرج در يک مکان مناسب  از جاده چالوس براي صرف صبحانه توقف کرديم و  ساعت حدود  1 به قرارگاه فددراسيون رسيديم  نهار را در سالن قرارگاه خورديم و  با مسئولين قرارگاه جهت گرفتن ماشين  لندرور و همچنين قرار دادن ماشين در محوطه قرارگاه صحبت کرديم تعدادي کوهنورد از شهرستان هاي مختلف براي صعود قله به رودبارک آمده بودند .مقداري ميوه و مايحتاج برنامه را از ردوبارک تهيه کرديم .همراه سه تن از کوهنوردان شهرستان نيشاپور  يه خودروز لندرور به قيمت 35 هزار تومان کرايه نموده تا مارا به محل کوهپيمائي رسيدن به حصارچال واقع در تنگه لو برساند . جاده خاکي و نامناسب باعث عدم تردد خودرو هاي سواري شاسي کوتاه مي شد . تا انجا حدودا يک ساعت راه بود . در محل پياده شدن تعدادزيادي کوهنورد جهت بازگشت به رودبارک منتظر ماشين بودند . که يک گروه از آنها از کوهنوردان  کارخانه سيمان غرب بودند . ارتفاع اين منطقه  که اب رودخانه سردابه رود از ان مي گذشت و به سمت رودبارک مي رفت حدود 3700 متر است و از اينجا به بعد کوهنوردان بايد خود ملزومات خود را حمل کنند و يا با چهار پايان آنرا تا منطقه حصار چال ببرند . وجود يخچالهاي بزرگ که از سقوط بهمن هاي بيشماري حاصل شده بود در ميانه راه نشان از وضعيت خطرناک زمستاني اين منطقه از نظر سقوط بهمن داشت .ولي اکنون چشمنداز بينهايت زيبا و چشم نوازي را به همراه پوشش سبز گياهان منطقه بوجود آورده بود که چشم هر کوهنوردي را به خود خير مي کرد وزش نسيم خنک ارتفاعات و هواي تميز کوهستان سختي و شيب مسير را براي هر کسي ساده و قابل تحمل مي کرد. آب نهر جاري در طول مسي واقعا کلمه سردابه رود را اسمي در خور اين رود مي داد  چون سردي بسيار زياد آن مانع مي شد که بتوان با آن حتي صورت را شست . حدود 2.5 ساعت کوهپيمائي ملايم توام با تصوير برداري و عکاسي از منطقه مارا به محل اطراق و کمپ حصارچال رساند . قبل از ما کوهنوردان زيادي به اينجا آمده بودند و حين بالا آمدن نيز کوهنورداني که قله را صعود کرده بودند در حال بازگشت بودند . مکاني ناسب براي به پا کردن چادر انتخاب کرديم و در آن مستقر شديم .با غروب آفتاب  هوا دماي هوا به شدت کاهش پيدا کرد و به همين خاطر به داخل چادر رفتيم .به سرعت هواي منطقه ابري شد و در آخر شب بارش باران را داشتيم . &lt;BR&gt;ساعت 5 صبح بيدار شديم و بعداز صرف صبحانه راس ساعت 6 به سمت قله به راه افتاديم قبل از ما گروهاي زيادي به طرف قله حرکت کرده بودند  مسير رسيدن به قله خيلي سخت نبود يا لااقل براي من اينطور مي نمود . احساس مي کردم رفتن به قله پراو سنگين تر از اين برنامه است . در ميانه راه با وحيد طوهور و محمد اعصاري نژاد به همراه آقايان بيرجندي و سعيد جواهر پور بچه هاي آزمايشي باشگاه دماوند را جهت صعود قله هدايت مي کردند . يک تيم هم از دانشگاه ايلام و تيم هاي ديگري از بانک ملت و ....در مسير بودند . به خاطر تصوير برداري بين من و آقايان دائي چين فاطله افتاد و به همين خاطر زمان رسيدنمان به قله با هم متفاوت شد . من ساعت 9.5 به قله رسيدم  آقاي جهانبخش دائي چين حدود يک ساعت بعد و آقا علي هم دو ساعت بعد .گرفتن چند قطعه عکس يادگاري و استراحت مختصري با ديدن مناظر اطراف ازجمله علم چال جائي که سنگ نوردان براي صعود ديواره معروف اين کوه پاي در منطقه مي نهادند  کاري بود که سر قله انجام داديم . باد نسبتا سردي مي وزيد به سمت حصار چال حرکت کرديم و حدود ساعت 1 به محل چادر رسيديم .    
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 131px; HEIGHT: 175px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs842.xs.to/xs842/09320/__1578___1589___1608___1610___1585_024343.jpg.xs.jpg&quot; align=baseline border=3&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی گرسنه شده بودیم به همین جهت ابتدا نهار خوردیم و بعد از آن استراحت کردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گروه هایی که قله رو صعود کرده بودند کم کم منطقه حصار چال را به قصد رفتن به رودبارک ترک می کردند . تنها به سمت دریاچه ای که از ذوب برف ها در سمت چپ منطقه و کنار یک یخچال درست شده بود رفتم و  دقایقی در اب سرد آن آبتنی کردم . ( من چند سال قبل در دریاچه سبلان هم شنا کرده بودم و اب این دریاچه از ان گرم تر بود . ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به محل کمپ بچه های کلوپ دماوند رفتم  تعدادی از آنها تازه از قله رسیده بودند و دقایقی پیش آنها بودم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از حرکت آنها به سمت تنگلو به کنار چادر خودمان امدم و  سپس با آقا علی و آقا جهانبش به کنار دریاچه رفته و چند قطعه عکس گرفتیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب محل چادر را عوض کردیم و آقا علی بیرون خوابید . امشب هوا صاف بود غروب یک تیم دیگر وارد منطقه شد که بعدا متوجه شدیم از خراسان رضوی امده بودند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح روز شنبه با جمع کردن وسایل به سمت پائین راه افتادیم . و بین راه مناظر زیبای علم کوه رو با عکسبردای و تصویر برداری ثبت می کردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از تنگلو تا محل اولین خانه های داخل تنگه پیاده روی کردیم که حدود ۲.۵ ساعت طول کشید . مسافتی را هم با یک نیسان که متعلق به یکی از صاحب خانه های انجا بود رفتیم تا به ردوبارک و قرارگاه فدراسیون رسیدیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2009 13:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادی از خلیل </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>شب چهار شنبه هفته قبل فیلم بیرون اوردن جسد زنده یاد خلیل رو داشتم تماشا می کردم و یادآوری خاطرات تلخ اون برنامه رو برای خودم مرور می کردم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حادثه ای که زندگی خلیل رو به پایان برد و زندگی من را بیسیار متاثر خودش ساخت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز پنجشنبه به همدان رفتم و همراه امیر عبد نیکوئی پور بر سر مزارش رفتم و یادش را با ذکر فاتحه گرامی داشتم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه که بهمراه بهنام روشنی به قله شیخ علی خان رفته بودیم و جمعی از دوستان کرمانشاهی از جمله رضا شهلائی ٬ محمد همائی ٬ جواد الماسی ٬ رضا رحمتیان ٬ آقا کیومرث لارتی دبیر هیئت کوهنوردی را در پناهگاه ملاقات کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به غار پروا رفتم جهت اوردن اب برای دوستانم . از این فرصت استفاده کردم و تا سر چاه یک غار پیش رفتم . با وجود خشکی میدان پراو و همچنین کمی بارش برف در سال قبل غار بسیار خیس بود و ریزش قطرات آب از گوشه و کنار غار باعث گلی و لغزنده شدن کف غار می شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از اتمام برنامه بیرون آوردن پیکر مرحوم خلیل از چاه ۱۰ غار تا اکنون کسی به غار وارد نشده ٬ با اینکه فصل پیمایش های غار پراو عمدتا در شهریور و مهر ماه و حتی ابان اتفاق می افتد ولی  حدس زده می شود که امسال گروه های چندانی برای بازدید از غار راهی ارتفاعات پراو نشوند .  با این وجود امید واریم  کسانی که غار را بازدید می کنند دچار هیچ حادثه ای نشوند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در غار با ذکر فاتحه یادکشته شدگان غار را گرامی داشتم . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 07:30:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شاو دالان </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>شاودالان نام یکی از قله های کوهستان پراو است که در نزدیکی قله اصلی کوهستان قرار گرفته . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ارتفاع ان حدود ۳۲۰۰ متر و در سمت چپ قله شیخ علی خان زنگنه است . مسیر دست یابی به ان از همان مسیر قله شیخ علی خان است و در دوزری به سمت چشمه پونه ( سمت راست ) منحرف شده  و بعد به سمت قله حرکت نمود . قبل از قله یک چشمه دیگر به نام کانی گرده ( چشمه گرد ) وجود دارد و در سمت راست قله نیز در منطقه ای به اسم جوجار که غاری بزرگ و عمیق در ان هست چشمه ای دیگر به همین نام موجود می باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز یعنی جمعه ۱۲ تیرماه قصد صعود به این قله رو داشتیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که نیما  ٬ رضا ٬ بهنام و خودم افراد شرکت ککنده در برنامه بودیم . ساعت ۵:۳۷ دقیقه بود که از جلوی درب پادگان رد شدیم و بعد از یک ساعت و چهل دقیقه به چشمه پونه رسیدیم . یه ساعت توقف داشتیم برای خوردن صبحانه و برداشتن اب . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار چشمه سه چادر متعلق به عشایر فصلی روستاهای اطراف پراو عمدتا از اهالی نوکان وجود داشت .  از مسیری که به گردنه شنل منتهی می شد به طرف چشمه گرده رفتیم و در سر یک دو راهی به سمت چپ انحراف مسیر دادیم .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنل نام گردنه ای است بین قله شاو دالان و ارتفاعات سه کل  که یک جانپناه هم در انجا درست شده است اما بر اثر مرور زمان این جانپناه بسیار اسیب دیده و الان چندان مورد استفاده قرار نمی گیرد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به چشمه گرده که رسیدیم سه چادر دیگر متعلق به عشایر در انجا بودند . یک خانم از همان چادر ها تنگی دوغ برایمان آورد . بازهم به سمت قله به راه افتادیم و بسیار آرام حرکت می کردیم . نیما که متولد ۱۳۷۰ و رضا متولد ۱۳۶۸ بودند تا حالا به این ارتفاع نیامده بودند و برایشان یه مقدار سخت بود . به همین خاطر حرکت به آرامی صورت می گرفت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بلاخره در ساعت ۱۱ به قله رسیدیم . این در حالی بود که رضا و نیما در سی متری قله از امدن به قله صرفه نظر کردن و مشغول خوردن پنیر و خیار شدند . &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با بهنمام به قله رسیدم و مناطق پشت قله که جوجار و هفت چشمه و فلات پراو بود به او نشان دادم . مدتی توقف کردیم که نیما و رضا هم به قله برسن که متاسفنه نیامدند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به سمت پائین ره راه افتادیم و ان دو را که لقمه های بزرگ بزرگ می بلعیدند زیر صخره ای نزدیک قله دیدیم . &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt; با هم به سمت چشمه رفتیم و ساعت ۱۲ کنار چشمه گرده که آب بسیار سرد و گورائی دارد نهار خوردیم و ساعت ۵/۱ به سمت چشمه پونه حرکت کردیم . کمی پائین تر از چشمه پونه حدود یه ساعت در یک سایه استراحت کردیم و بازهم به سمت پائین کوه و درب پادگان به راه افتادیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دز زمینهای جلوی پادگان که متعلق به  آقای رئوفی  است یه استخر بزرگ اب پر وجود داشت و گرمای هوا و درخواست بهنام باعث شد که به انجا بریم و تنی به ابش بزنیم که خستگی را از تنم بیرون کرد . به سمت جاده آمده و ساعت ۷ غروب به کرمانشاه رسیدیم . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 11:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قله شیخ علی خان </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>جمعه هفته قبل یه برنامه صعود به قله ۳۳۵۷ متری شیخ علی خان پراو داشتیم که یه مختصر در مورد اون می نویسم . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راس ساعت ۵ صبح در محل پل های غیر هم سطح لب اب جمع شدیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی دائی چی ــ مهندس صفائی ــ یزدان دائی چین ــ محسن ــ بهنام روشنی و خودم .ساعت ۲۰/۵ به سمت پادگان متروکه سپاه ۹ بدر حرکت کردیم و حرکت خود رو به سمت چشمه دوزری آغاز کردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هوا بسیار مطبوعی بود و مسیر بسیار خلوت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حدود ۲ ساعت بعد یعنی ۵/۸ به چشمه رسیدیم کسی انجا نبود بساط صبحانه را پهن کردیم و حدود ۴۵ دقیقه در انجا توقف داشتیم . در این بین چند نفر از طرف پناهگاه به انجا امده و راهی کرمانشاه شدند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهنام روشنی سرباز وظیفه اهل اسفراین از استان خراسان شمالی بود و مشغول خدمت سربازی در پادگان شماره ۲ ارتش . مهندس صفائی از کارمندان مرکز تحقیقات کشاورزی که این برنامه را همراه ما امده بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی ارام به سمت پناهگاه حرکت کردیم . و در نزدیکی جانپناه یک شبه به رضا فلاحی بر خوردیم . او به همراه یکی دیگر از دوستان شب قبل ساعت ۹ شبانه به طرف قله رفته بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به پناهگاه که رسیدیم ساعت ۵/۱۱ شده بود . تعدادی کوهنورد از شهرستان کامیاران از شب قبل انجا بودند . و همچنین چهار جوان از روستای نوکان کرمانشاه که بساط قلیان مفصلی برای خودشان در پناهگاه برقرار کرده بودند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کوله پشتی ها را در پناهگاه گذاشتیم و به سمت قله رفتیم همگی به جز آقا علی دائی چی . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از پناهگاه تا قله به طور متوسط ۳۰ تا ۴۵ دقیقه راه است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هوای بسیار خنک و بوی گیاه معطر چویر بسیار دل انگیز و صفا بخش می باشد و باعث نشاط در من می شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محسن و یزدان از ما جدا افتادند و چند دقیقه دیر تر به قله رسیدند . پشت قله هنوز توده بزرگی از برف وجود داشت که در حال ذوب شدن بود و ابی سرد از زیر ان جاری بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از گرفتن چند عکس یادگاری به پناهگاه امدیم و نهار را خوردیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا ساعت ۳ در پناهگاه بودیم سپس جهت دیدن بچه ها از دهانه غار پراو داخل میدان پراو شدیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنوز توده برف دهانه غار به طور کامل ذوب نشده بود و هوای بسیار خنکی از دهانه غار متصاعد می شد . چند دقیقه هم انجا نشستیم و سپس به سمت پائین و چشمه دوزری به راه افتادیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بین راه هم یکی دو بار برای خوردن اب توقف کردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار چشمه به اندازه برداشتن چند بطری اب و استراحت کوتاهی توقف کرده و بازهم به سمت درب پادگان مسیر را ادامه دادیم تا اینکه ساعت حدود ۷ به انجا رسیدیم و تا کنار جاده کرمانشاه بیستون پیاده رفتیم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برنامه تمرینی خوبی بود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mydailyflog.com/mdf_images/24/24641/2464165/2464165_2009_186.jpg&quot; align=baseline border=3&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 18:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه غار نوردی </title>
<link>http://usef.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>سلام 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای ۲۰ تا ۲۲ خرداد یه برنامه سه روز ه غار نوردی داریم تو منطقه ورمنجه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای بازدید از غار های آبگردان و میان سه پل و همچنین شناسائی و بازدید از دهانه های جدیدی که توی منطقه هست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسانی که قصد دارن تو این برنامه شرکت کنن با شماره تماس  ۰۹۳۶۶۹۵۰۶۹۰ ( یوسف ) تماس بگیرند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جزئیات بیشتر برنامه رو متعاقبا اعلام می کنم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 20:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=usef&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>usef</dc:creator>
<guid>http://usef.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
