"غار کریستالها"

 غاری حیرت انگیز به نام "غار کریستالها"

یک زمین شناس به نام "جوئان مانوئل گارسیا رویز" اکتشافی افسانه ای در مکزیک  انجام داده است که به آن نام "The Sistine Chapel of Crystals"* را نسبت داده است.

 *(توضیح مترجم): "Sistine Chapel" نام محل زندگی پاپ در واتیکان می باشد که بسیار زیبا و مجلل است و

 "The Sistine Chapel of Crystals" را می توان "قصر زیبای کریستالها" تعبیر نمود.

 

 

"Cueva de los Cristales" یا غار کریستالها، در عمق حدود 300 متری زیر کوهی در ناحیه بیابانی "Chihuahua" در مکزیکو واقع شده است. این غار به طور تصادفی توسط دو برادر معدنچی که برای انتقال آب معدنی داخل غار به ابعاد حدودا 9*27 متر بوده ، مشغول حفر یک تونل جدید بودند، کشف گردیده است. این دو برادر به این غار لقب "چشم ملکه" را داده اند زیرا دهانه ورودی آن شبیه به یک چشم است.

 

 

برخی از این کریستالها بیش از 11 متر طول دارند. تا قبل از این کشف، بزرگترین کریستالهای شناخته شده، در "غار شمشیرها" (Cave of Swords) پیدا شده بود که برخی از آنها در حال حاضر در موسسه ی "Smithsonian " به نمایش گذاشته شده است. غار شمشیرها بخشی از همان رشته تونلی است که غار کریستال را شامل می شود.

 

وقتی این غارهای باشکوه کشف گردیدند، شرکت متصدی عملیات استخراج معدن، برای حفظ این غارها، مسیر پروژه ی حفاری خود را تغییر داد.

 

در حال حاضر، زمین شناسان در حال تجزیه و تحلیل کردن غار و کریستالهای آن هستند. آنها همچنین در حال مطالعه ی نمونه های گرفته شده از کریستالها می باشند. این نمونه های گرفته شده دارای ارگانیسمی هستند که ممکن است عامل کمک به رشد این کریستالهای شگفت انگیز باشند.

 

غار کریستالها چگونه شکل گرفته است؟

همانطور که پیش از این گفته شد، غار مملو از آب دارای سنگ گچ بوده است. این آب نقش اساسی در پرورش و رشد کریستالهای حیرت انگیز داشته به طوریکه دمای محیط را در محدوده ای حدود 58 درجه سانتیگراد نگه می داشته است.

 

این رویداد، دمای ایده آل برای سنگ گچ به منظور حل شدن را فراهم می کند و سرانجام باعث رشد کریستالها می گردد. لازم به ذکر است، این کریستالهای عظیم برای باقی ماندن در همین شکل نیاز به رطوبت بسیار زیاد و دمایی معادل 50 درجه سانتیگراد دارند.

 

"جوئان مانوئل گارسیا رویز"، که تحقیقات علمی و اکتشافی گسترده ای در غار انجام داده است، اعلام نموده که این کریستالها در یک بازه زمانی  پانصد هزار ساله در محیط طبیعی پایدار و بشدت کمیاب این غار پر از آب رشد نموده اند.

 

غار کریستالها روی یک گسل واقع شده که با تشکیل آب سیال گرم شده توسط مواد مذاب حفره های زیرگسل به ایجاد محیط لازم برای رشد بیشتر کمک می کند.

 

چیزی که اتفاق می افتد، این است که مواد معدنی غنی سیال به سمت بالا و به داخل حفره های بستر سنگ رانده می شوند. پس از آن، آب درون غارها تبخیر می شود و این کریستالهای غول پیکر که علم را به مبارزه می طلبند، شکل می گیرند.

مترجم: عرفان فکری

منابع:

http://news.nationalgeographic.com/news/2007/04/photogalleries/giant-crystals-cave/index.html

http://caveofcrystalvirtualtour.blogspot.com/2009/06/virtual-tour-through-cave-of-giant.html

http://www.niphargus.net/cristales.htm

 

هشتاد و سومین نشست ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران

هشتاد و سومین نشست ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران

 

۱- اخبار کوه‌نوردی

۲- گزارش نوید عظیمی و احسان پرتوی‌نیا از گشایش مسیر کرج بر روی دیواره‌ی علم‌کوه

۳- یادبود علی اصغر امین‌نیا، پیش‌کسوت فقید کوه‌نوردی

 

سالن شهریاران جوان - استاد نجات اللهی - نبش ورشو

چهارشنبه ۱۳۸۸/۹/۲۵ از ساعت ۱۷ تا ۲۰

 

 

چهار همسر

روزگاری پادشاه ثروتمندی بود که چهار همسر داشت، اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست می داشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرایی می کرد، این همسر ازهر چیزی بهترین را داشت..

پادشاه همچنین همسر سوم خود را نیز بسیار دوست می داشت و ا را کنار خود قرار می داد، اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد.

پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود، هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو می شد به او توسل می جست تا آنرا مرتفع نماید.

همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت می نمود، اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت و به سختی به او توجه می کرد، ولی برعکس این همسر شاه را عمیقا دوست داشت.

روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد، به سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود، رفت و گفت: “من تو را بسیار دوست داشتم، بهترین جامه ها را بر تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام، اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟”

او پاسخ داد: “بهیچ وجه!!” و بدون کلامی از آنجا دور شد، این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.

پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید: “من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام، هم اکنون رو به احتضارم، آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟”

او گفت: “نه هرگز!!، زندگی بسیار زیباست، اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت  می برم!”

پادشاه نا امید به سراغ  همسر دوم خود رفت و از او پرسید: “من همیشه در مشکلاتم از تو کمک جسته ام و تو مرا یاری کردی، من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟”

همسر دوم پادشاه در پاسخ وی گفت: “نه متاسفم، من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم، من در بهترین حالت فقط می توانم تو را تا قبر همراهی نمایم!”، این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد.

در این هنگام صدایی او را بطرف خود خواند و گفت: “من با تو خواهم بود و تو را همراهی خواهم کرد، تا هر کجا که تو قصد رفتن نمایی!”

شاه نگاهی انداخت، همسر اول خود را دید، او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود، شاه با اندوه و شرمساری بسیار گفت: “من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم، من در حق تو قصور کردم  و …”

در حقیقت همه ما دارای چهار همسر در زندگی خود هستیم،  همسر چهارم ما، همان جسم ماست، مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم، وقتی که می میریم، او ما را ترک خواهد کرد.

همسر سوم، داراییها، موقعیت و سرمای ما هستند، زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران می شوند.

همسر دوم، خانواده و دوستانمان هستند، مهم نیست که چقدر با ما بوده اند، آنها حداکثر تا مزار ما می توانند به همراه ما باشند.

اما همسر اول، روح ماست که اغلب در هیاهوی دست  یافتن به ثروت و قدرت فراموش می شود، در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی می کند .

از روح خود مراقبت کرده، او را تقویت نمایید، زیرا که آن بزرگترین هدیه هستی است..