جوابیه ای برای یاداشت بلاغی

درود

 

بعد از چند روز دوری از نت دوباره فرصتی پیش آمد تا سری به این سایت  ( سایت غارنوردیان و غارشناسان ایران ) بزنیم . در یکی از تایپیک ها پستی از آقای بلاغی دیدم که علاوه بر بیان کردن نکات فنی ما را هم از لطفش بی نصیب نساخته بود  :

بلاغی 1392/05/11 - 00:04:42
سلام به دوستان
بنده کامنت را مناسب بحث فنی نمیدانم چون ارائه ی مطلب نیازمند نوشتن بسیار طولانی است.
در جواب حسین عزیز بگویم که در اشتباه است و مقاومت برشی پیج 8.8 از جنس استیل با قطر8 میلی مترحدود 18 کیلو نیوتن است..مقاومت تسلیم برای پیچ 8.8 در واقع 8000*.8 = 6400 کیلوگرم بر سانتی متر مربع  و برای پیچ 5.6 معادل 5000*.6 = 3000 کیلوگرم بر سانتی متر مربع می باشد  که این اعداد مقاومت نهایی نبوده و با اعمال نیروی بیشتر  تغییرات در ساختار آغاز می شود  که در نهایت  پیچ 8.8 در فشار 8000 کیلوگرم بر سانتی متر مربع و پیچ 5.6 در فشار 5000 کیلوگرم بر سانتی متر مریع تحمل خواهد کردو چنانچه پیچ داراری این تحمل
. نباشد سازنده مجاز به نوشتن  این اعداد بر سر پیچ نیست.این اعداد وابسته به قطر و جنس نیست و در صورت  نوشته شدن بر روی پیچ ، برای هر پیچی صادق است.صد البته با تغییر قطروطول رزوه های بسته شده عنصر مساحت تغییر کرده و در نتیجه میزان فشار وارده بر پیچ تغییر خواهد کرد . به همین دلیل هم 8.8 یا 5.6 با رده های دیگر ممکن است روی پیچ های با شرایط مختلف اعم از قطر ،جنس و ... نوشته شوند.منظورم این است رده ی 8.8 ممکن است برای پیچ با قطر 8 میلیمتر باشد و هم برای قطر 20 میلیمتر . پس به تنهایی برای تصمیم گیری در مورد مقاومت کافی نیست.امید وارم موارد گفته شده  تا حدی بیانگر موضوع باشد ولی واقعا کامنت جای نظر دادن است نه بحث کردن ، آن هم فنی
در مورد مباحث مطرح شده : پیچ 8.8 استنلس استیل بهترین گزینه است که سر آچار خور با آچار 13 باشد که در  بین اکثر  غارنوردان دنیا رایج است.ولی تنها گزینه نیست کما اینکه پیچ های 8.8 یوسف هم استنلس استیل نیستند
اصل دوم عدم اعتماد به رول ها است به این معنی که هر غارنورد حین کار موظف به بررسی و چک کردن رول و ...  می باشد. حال آنکه چنانچه پیچ های موجود در غار از نظر هر فردی  از جمله یوسف غیر امن باشند که از نظر بنده نیستند، بی  شک حق ایشان بوده که هر پیچی مایل هستند نصب کرده و استفاده کنند ولی در پایان می باید پیچ های تیم قبلی را سر جایش بر می گرداندند.در این که یوسف عزیز از ابتدا هم روی خوش به این تیم نشان نداده اند شکی نیست ولی حد اقل می شد به اعضا و نفرات تیم حداقل احترامی می گذاشتند و ایشان را از تغییرات داده شده با خبر می کردند.موضوع دیگر بحث تاختن یوسف به تیم و تصمیماتش بود که جملگی با تمسخر و کنایه همراه بوده  و هست که واکنش های حتی تند تر می توانست داشته باشد یا خواهد داشت.
 در کل به جای بررسی و ایراد گرفتن از برنامه های این و آن ، آن هم در فضایی غیر سالم بهتر بود راه دیگری درپیش گرفته می شد که نشد.حال نیز بهتر است به جای این کار ها هر کس سر در کار خود داشته و بیشتر به وضعیت و شرایط و برنامه ریزی تیم خود بپردازد تا امر به معروف و نهی از منکر اینترنتی.بی شک مباحث فنی در فضای واقعی جای بحث و نتیجه گیری دارد ،نه در چند خط کامنت.
!بحث بیشتر را به جلسات حضوری در آینده موکول می کنم ، اگر فرصتی پیش بیاید

نکته اول :  ممنونم آقا جواد که من  و فرد مجازی و بی هویتی به اسم محمد راد را در یک ردیف قرار دادی .

از پی گیری های حسین شایگان هم بی نهایت سپاسگزاری می کنم  ،  مفید بود و در استفاده از پیچ های با گرید بالای ۸ راسخ تر شدم .

نکته دوم  در مورد نوشته های آقای بلاغی :

اول : بهترین جای تهیه پیچ بازار حسن آباد است  و یا بازار آهن شاد آباد تهران است ( البته به نظر من )  ، پیچ استیل اچار ۱۳ خور با گرید بالای ۸ گیر نیاوردم و به همین خاطر پیچ آلن خور فولادی با گرید ۸.۸ تهیه کردم که مقاومت بسیار خوبی دارد ، اما از انجائی که این پیچ در محیط مرطوب غار زنگ می زند  و نیز به این علت که برای تیم بعدی باعث دردسر شود ، بعد از برنامه انرا از غار خارج می کنم  ، هر چند من تعدادی صفحه استاندارد پتزل هم دارم و  استفاده می کنم .

دوم : ته چکش های غارنوردی پتزل آچاریست برای محکم کردن پیچ های صفحه های اسپید ها و اهرم این آچار همان کله چکش است ، این بدامعناست که برای سفت کردن پیچ ها اندک توانی کافیست ، اما از انجائی که در کشور ما هر چیز سفت تر و محکم تر ایمن تر هم تعبیر می شود پیچ ها که نه با ته چکش (که  فشار خیلی زیادی به پیچ وارد نمی کند ) بلکه با اچار های صنعتی که کلی کیلو نیوتن ( محاسبه این مقدار کیلو را به  مهندس حسین شایگان  واگذار می کنم ) بر پیچ نگون بخت  تحمیل می سازد ، در جای خود محکم می شوند . با این دید که اتفاق سر چاه سوم افتاده بود و منجر به بریده شدن پیچی که باعث زحمت تیم ما شد ، برای دیگر رول ها هم  ممکن است پیش آید چند پیچ با گرید ۵.۶ را که تعدادشان بیشتر از ۷ یا ۸ عدد هم نبود  باز کردم و مابقی توسط خود نفرات تیم باشگاه کاهار و یا کس دیگری از غار خارج شده بود .

سوم : قبول می کنم که هر تغییری را باید اطلاع رسانی کرد ، اما خود شما چقدر در این امر مسئولیت پذیر هستید و نسبت به تغییراتی که ایجاد کرده اید اطلاع رسانی نموده اید ؟ مثلا در بیرون آوردن یادگاری های راهیان پیشین غار به چه کسی اطلاع داده بودید و یا از چه کسی اجازه گرفته بودید ؟ ذباله های مشابه برای بیرون آوردن  در غار پراو کم نیست .

چهارم  : نوشته ای واکنش تندتری را بدنبال خواهد داشت !!!

در پی صحبت های قبلی که با شما داشتم سعیم بر این بود که بجز معدود نفراتی  با بقیه منجمله  خودت ارتباط دوستانه ای داشته باشم و حرف از تعامل و دوستی در میان باشد . و فراموش نکن که همین الان هم در بین آن تیم تعدادی از دوستان من هستند و  سلامتیشان برایم مهم است . حال که به این شیوه تهدید می کنی می خواهم بدانم واکنش بدتر چطوریست ؟

آیا ادامه همان تماس های تلفنی است که از عباس آباد بی خبری را اجیر کرده بودند که در مدت چند ثانیه  چند فحش و ناسزا که لایق اجیرکننده بود  تحویل دهد ؟ یا کامنت پرانی با هویت های مجازی و نا معلوم ؟ یا چیزی دیگر ...  به هر حال مشتاقانه منتظر آن واکنش تندتر تو و یا دیگر دوستانت هستم . اگر در این کار دل استور و  ثابت قدمید !!!

پنجم : اگر حوصله امر به معروف و نهی از منکر نداری پس دوستانه توصیه می کنم سر در کار خویش گیری و به چیزی که چندان به شما مربوط نبود وارد نشوی . و سفارشت را برای شاگردانت که حرف شنوی بیشتری نسبت به من از شما دارند بکار گیری .

ششم : بحث در فضای واقعی نتیجه بهتری را دارد ، موافقم ، هر کجا و هر موقعه که مایل بودی بحث خواهیم کرد .

در ضمن شیر اگر پیر هم باشد شیر است و شغال پادشاه همچنان شغال .

 

 

گزارش تیم روس در دیدار از غار پرو .... ترجمه از کاظم فریدیان

 

 

در روزی گرم ، در پایان ماه اکتبر 2006 ( آبان 85 ) ، دو دستگاه خودرو مزدا استيشن بونگو و يك تويوتا پرادو كاروان ما را به سمت غار پراو به حرکت درآوردند . از مسكو تا داغستان و آذربايجان و از شمال ايران تا كرمانشاه.
پنج روز در ماهچكلا ( داغستان ) براي دریافت ويزاهايمان بسر برده و در همانجا با سرپرست تیم " یوری " و چهار غار نورد دیگر که با یک دستگاه خودرو " نیوا " ( يك جيپ همه جا رو كوچك روسي ) به آنجا رسیده بودند ، دیدار کردیم
از اينجا گروه بيست و يك نفره ما ، با غارنورداني از ا قصي نقاط روسيه تکمیل شده و با سه خودرو حرکت خود را ادامه می دهد . غارنورداني از مسكو ، كراسنو يارك ، نيبرنجايا ، چلني ، كانگور ، كراسنودارك ، كارگف و اوكراين با سابقه غارنوردي در كريمه و قفقاز.
حضور غارنورداني مثل " كيريل ماركوسكي " يكي از پيشروان "غار ورونيا" ( عميقترين غار جهان ) و از اعضا انجمن غارنوردان اوكراين و عضو دائمی برنامه هاي غارنوردي آن انجمن درآبخازيا و تركيه و "يوري ادوكيمف "سرپرست برنامه كه صرف نظر از فعاليت هميشگي اش و ركوردهاي قابل توجه او در غارنوردي، متخصص غواصي در غار است ( اگر شانس داشتيم او در حوضچه انتهاي پراو غواصي مي كرد ) همچنين بسياري ديگر از اعضا گروه كه همواره به غارنوردي مي پردازند و بيشترشان ركورد دستيابي به اعماق بيش از يكهزار متر را دارند از ما گروهي ساخته بود كه اميد بالايي به اقدامات سريع و موثر در غار پراو از آن مي رفت.

 

منبع : سایت قدیمی باشگاه ما

ادامه نوشته

پاسخ به یاداشت یکی از خوانندگان

 

 

سه شنبه 8 مرداد1392 ساعت: 0:18توسط:سهند جمشیدی

من عضو باشگاه کاهار البرز هستم و دنبال کننده مطالب وبلاگ شما
طی برنامه هایی که بچه های ما از این غار و خیلی غار های دیگه داشتن همیشه از پایین بودن و یا بد جا بودن کارگاه ها شکایت داشتند چون من غارنورد نیستم و نظری نمی توانم بدهم ولی می دانم که بچه های ما بی دلیل حرفی را نمی زنند  شاید روس ها به خاطر قد بلندشان یا هر دلیلی که من نمی دانم بد جا کارگاه زدند به هر حال من بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم و ببخشید که انقدر طولانی شد

[پاسخ:]

درود
قبل از بیان هر نکته ای باید بگویم که هیچ کس کامل نیست و ایراد و اشکال از هر کسی ممکن است رخ دهد .

قد نفرات تیم روس اگر کوتاه تر از نفرات تیمی که از از شهرستان های مختلف هستند و شما از انها به اسم باشگاه کاهار یاد می کنید ، نباشد بلند تر هم نبودند . 

شاید در کار آنها هم ایراداتی بوده و حتی اگر از خودشان هم سئوال کنید حتما تائید خواهند کرد ،
هر چند رول کوبی تیم یاد شده در 7 سال قبل صورت گرفته ( در زمانی که در ایران غارنوردی به این شکلی که الان در جریان است مرسوم نبوده ) اما این کار توسط تیمی انجام گرفت که در یکی از قطب های غارنوردی دنیا که عمیق ترین غار های دنیا را معرفی و پیمایش کرده اند ، فعالیت و به توانائی رسیده اند ، صورت گرفته ، و اسم بردن از ایراد در کار رول کوبی انان سخن چندان حرفه ایی نیست و این گفتار بیشتر از ذهن کسی یا کسانی زائیده می شود که بجز خود کسی دیگر را در حوضه تخصصی مورد نظر بحساب نخواهد یا نخواهند آورد . و باعث سوء تفاهم هایی و  ایجاد تغییر در دیدگاه افراد مورد خطاب خواهد شد .
نکته بعدی ایجاد تخریب و آسیب رساندن به محیط غار است ، همه ما نسبت به نگهداری غارها و عدم ایجاد تخریب حساسیت داریم و با دیدن کسی که باعث اسیب رسانی به غارها می گردد واکنش نشان می دهیم و سعی در نگهداری داریم . و بخوبی بر همه روشن است که سنگ ها مثل درختان رشد نمی کنند و در صورت بوجود امدن تخریب این  اسیب برای همیشه بجا خواهد ماند و رول کوبی هم نمونه ای از تخریب است . ما باید سعی بر این داشته باشیم که از ایجاد بیش از حد و اغراق آمیز کارگاه ها و رول کوبی در غارها جلوگیری کنیم . و انجام این کار را به متبحر ترین افراد تیم واگذار نمائیم که از  کار انجام شد از نظر کیفیت و  امنیت  و  در حد امکان ساده  مطمئن باشیم . افراد ناشی می توانند در این جا اسیب رسان  ، هم به غار و هم به نفرات باشند . تا آیندگان را از داشتن موهبتی محروم نسازیم . ( این طرز فکر ماحصل تجربیات و دیگاه های بسیاری از دست اندرکاران متخصص است و در مدت زمان کوتاهی بدست نیامده ، ما هم در زمانهائی خواسته و نخواسته باعث اسیب در طبیعت و غار ها شده ایم ، اما سعیمان بر این است که این کار انجام نگیرد و به دیگران نیز برسانیم که محیط غارها بیش از اندازه اسیب پذیر هستند )
نکته سوم ، فراموش نکنیم که ما با غارنوردی به دنبال ارضاء خواسته های درونی خویشیم ، و با اینکار توان خویش را با سنگ محک زدن توانائی فردی و تیمی  ارزیابی می کنیم ، تنها راه علاج اینکه دهانه چاهی تنگ و سخت گذر است رول کوبی های متعدد نیست . گاهی با اندک اماگی جسمانی می توان موثر تر گردید.
در حقیقت غارنوردی فنی و بخصوص غارنوردی در پراو یک فعالیت جسمانی شدید است و نیازمند توان جسمانی بالائی دارد . پس نباید با اسیب رساندن به غار از هر نظر ( بجا گذاشتن ذباله و یا رول کوبی اغراق امیز به نیت اسان شدن پیمایش ) انتقام سختی غار را از آن بگیریم .
در پایان از حرکت بسیار ارزشمند تیم کاهار در پاکسازی کمپ چاه 15 و بیرون آوردن بخشی از آشغال های غار تقدیر و قدر دانی می کنم و امیدوارم دیگر دوستانی که از این غار بازدید می کنند در پاکسازی غار کوشا باشند .