مانور تمرینی امداد و نجات درغار

 

حادثه خبر نمی کند ...

نزدیکترین افراد به حوادث غار، خود غارنوردان هستند . دور بودن غارها از نقاط شهری و عدم دسترسی به جاده و امکانات پزشکی  ولجستیک لازم ، غارنوردان را بر آن خواهد داشت تا در کنار تجهیزات فنی و لوازم غارنوردی ؛ خود را به دانش و توانایی امداد و مدیریت حادثه نیز تجهیز کنند.

مانور امداد و نجات در غار  شبیه سازی  یک حادثه ورزشی است که هر آن  ، امکان وقوع آن وجود دارد ، از آنجا که در مانور تمرینی کلیه امکانات و قویترین افراد درگیر آن هستند .لذا بایستی تمام تلاش خود را کرد که این شبیه سازی کاملا با حوادث واقعی

نزدیک باشد؛ تا بتوان ظرفیت و  توانمندی تیم را در فشارهای وارده  درشرایط  سخت سنجید و نقاط ضعف را  برطرف کرد.

اکثر غارنوردان کشور  به بخشی از موارد امداد و نجات آشنایی دارند. ودر بیشتر موارد دوره های آمادگی امداد و نجات را گذرانده اند.  در واقع هریک از این غارنوردان منابع غنی اطلاعات هستند . که شاید از توانمندی دیگر غارنوردان آگاهی نداشته باشند. بر آنیم تا با مشارکت غارنوردان سراسر ایران زمین زمینه های همکاری و مشارکت در حوادث احتمالی را مهیا کنیم .

 پس از برگزاری چهار همایش تخصصی غارنوردی موفق در نقاط مختلف ایران و آشنایی با ظرفیتهای غارنوردان کشور ، اجرای مانور مشترک بسیار ضروری می نمود. از طرفی  پس از بازگشت  تیم اعزامی غارنوردان از  لبنان با همفکری دیگر دوستان بر آن شدیم تا دانش و تجربیات بدست آمده از دوره  آموزش امداد و نجات در غار  و مشارکت  در مانور مشترک با غارنوردان لبنان که  شاخص ترین  مبحث در این دوره آموزشی  بوده است . با اجرای یک مانور مشترک با غارنوردان از نقاط مختلف ایران، مدیریت بحران را در یک عملیات تمرین نماییم و تجربیات و اطلاعات دوستان را در این گردهمایی به مشارکت بگذاریم.

ایمان داریم که بسیاری از غارنوردان با استعداد و توانمند در گوشه و کنار ایران در حال فعالیت  هستند ؛ که در این مانور تمرینی با توجه به محدودیت امکانات؛ دعوت از ایشان برای ستاد اجرایی این مانور مقدور نبوده است .  امید است با اجرای موفق نخستین  مانور امداد و نجات در غار برای مانورهای آتی فرصت   استفاده از تجربیات و دانش این عزیزان را داشته باشیم .

روز اول  بیست وچهارم دی ماه  :

 بخش اموزش و تمرین ، شامل  مباحث آموزشی:

_ چگونه حادثه را مدیریت کنیم                                      آقای جواد نظام دوست

_ آموزش پزشکی  ( هیپوترمی ، تروما، خونریزی )             دکتر علیرضا بسطام پور

_  کمک های اولیه ( در خصوص حوادث غارنوردی )          آقای علی شادلو

_  آشنایی با مکانهای امدادی و بیمارستانهای تخصصی           امدادگر هلال احمر

_ آشنایی با وسایل ارتباطی                                              آقای جواد نظام دوست

_  سازمان امداد ونجات                                                  آقای یوسف واقف

_  برقراری کمپ در غار                                              آقای مجید کاشیان

_  شیوه بسکت ، انتاقل مصدوم و حمل آن                           آقای پیمان یاوری

_  کارگاه بالا کشی                                                      آقای مجید کاشیان

_ آزاد سازی مصدوم                                                     آقای کاظم فریدیان     

  

روز دوم  بیست وچنجم دی  بخش عملیاتی :

مانور عملیاتی امداد و نجات در غار یخ مراد ( امداد مجروح در غار افقی )

 سرپرست برنامه:             جواد نظام دوست

مسئول ثبت نام :                فاطمه واقف

مسئول مالی:                    هادی قباد

مسئول آموزش :                 یوسف واقف  ، مجید کاشیان

مسئول تدارکات :              لیلا اسفندیاری

 

* هزینه برنامه معادل  250000 ریال  به  حساب رفاه کارت 5894633300232135 بنام هادی قباد  حداکثر  تا تاریخ

 20 /10/1388  واریز گردد.      

 * خواهشمند است پس از واریز وجه به شماره 09122475293 بنام واقف اطلاع دهید .

* موارد مورد نیاز : تجهیزات و لوازم کامل غارنوردی شامل ( هارنس غارنوردی . پوشاک مناسب  . کلاه . چراغ پیشانی . باتری .دستکش . چکمه . لوازم فنی ) و تجهیزات شب مانی ( کیسه خواب )

* نوشت افزار

                                                                                                             کمیته اجرایی مانور امداد  و نجات

                                                                                                                             در غار

شاهان کوه قسمت

 

نمیدانم به خودم بگم غار نورد یا نه ؟

چون کسی رو برای اجرای برنامه های غار نوردی پیدا نمی کنم مجبورم کوهنوردی کنم و بخصوص در فصل سرما !

تاسوعا و عاشورای امام حسین (ع ) باعث شد که سه روز تعطیل باشم و از این فرصت برای رفتن به یک برنامه سه روزه به شهرستان استفاده کنم . باخبر شدم یه تعداد از دوستان اصفهانی قصد اجرای برنامه ای در منطقه زرد کوه رو دارند به همین خاطر با اونا ارتباط برقرار کردم ٬ اطلاع داده شد که برنامه زرد کوه قابل اجرا نیست و به قله شاهان کوه در فریدون شهر خواهند رفت . به همین خاطر روز پنجشنبه به ترمینال جنوب رفتم و با اتوبوس های این شهر ساعت ۵/۲ صبح خود را به آقایان دائی چین ( علیرضا و جهانبخش ) که از قبل توسط خودم در جریان قرار گرفته بودند و ساعتی قبل از من رسیده بودند ٬ رساندم . برف زیادی در شهر مرتفع فریدون شهر باریده بود و چهره شهر را سفید پوش کرده بود .

گرگها و شغال های زیادی در خیبانهای فریدن شهر پرسه می زدند و این فرصتی برای من بود که از انها تصویر برادری کنم . مرتب از این کوچه به ان خیابان و از این چهار راه به چهار راه بعدی گرگ ها را با سمند جهانبخش دنبال می کردیم . ( یه گرگ گرگ واقعی  )

ساعتی بعد به یه مغازه حلیمی که صاحب بسیار مودب و خوش برخوردی داشت به نام آقای جعفری داشت حلیم درست می کرد کنار او نشستیم تا حلیم و عدسیش حاضر شد . 

ساعت ۴ به آقای رضا آقائی زنگ زدم و ایشان گفتند تا نیم ساعت دیگر ما هم از اصفهان حرکت خواهیم کرد . هوا که روشن شد وسایلمان را مرتب کردیم و با خانم رضوانی تماس گرفتم ایشان ما را به درب منزل خودشان راهنمائی کرد ( من خانم رضوانی را از دوسال قبل در صعود به همین قله شاهان کوه می شناختم )

ساعت ۹ بچه های اصفهان امدند و بعد از قرار دادن وسایل و کوله پشتی ها در خودرو ها به سمت روستای سرداب علیا مبدا صعود شاهان کوه به راه افتادیم . برای رسیدن به انجا از روستاهای سیبک و نهضت آباد و همچنین سرداب سفلی عبور کرد .    

روستای کم جمعیت سرداب علیا بجز دو خانوار خالی از سکنه شده بود .

از کنار چشم بابا احمد که آب فراوانی هم داشت گذشتیم و خود را به گردنه ای که مشرف بر تنگ عرب بود رساندیم .

تعدادمان ۱۰ نفر شده بود و این باعث میشد کار برفکوبی ساده تر شود .  ساعت ۳ بعدازظهر به کنار چشمه وسط تنگه رسیدیم که درخت بید کهن سالی هم درکنار ان بود همانجا چادر ها را برپا کردیم . و یکی از بلند ترین شبهای سال را در آنجا بسر بردیم .

روز شنبه ۵ دی ماه :

ساعت ۵/۶ از خواب بیدار شدیم و ساعت ۲۰/۸بعداز صرف صبحانه به سمت قله شاهان ئکوه حرکت کردیم . آقای علیرضا دائی چین ٬ آقای نکوئی ٬ خانم الهه          و سمیه اسلامیان در کمپ باقی ماندن .

برف سنگین در منطقه باریده بود و این باعث خستگی و کندی حرکت می شد .

مسیر حرکت را از میانه تنگه و به سمت خط الراس منتهی به گردنه ای که به شیب انتهایی قله شاهان کوه می رسید انتخاب کردیم منطقه بسیار مستعد بهمن بود و سعی کردیم امن ترین مسیر را برای رفتن انتخاب نمائیم .

هوا در ابتدای صبح خوب و مساعد صعود بود ولی هر چه به ظهر نزدیک می شدیم ابرها قله را در بر می گرفتند و باد می وزید .

ساعت ۱۱ متوجه شدیم که سه نفر از بچه ها به سمت ما می آیند تماسی بین آنها و سرپرست برنامه برقرار شد و نکاتی به انها گوش زد گردید .

نیم ساعت بعد خانم رضوانی به سمت سه نفری که در حال بالا امدن از شیب بودند پائین رفت و قرار شد که بعد از رسیدن به انها به سمت کمپ باز گردند .

ما تا ساعت ۴۰/۱ به حرکت خود ادامه دادیم و تقریبا به خط الراس رسیدیم . ولی بالاتر  قله در ابر فرو رفته بود و شرایط هوا رو به خرابی بود . به همین خاطر و چون رسیدن تا قله حد اقل ۵/۱ ساعت دیگر طول می کشید سرپرست دستو باز گشت تیم را صادر کرد هر چند من و ایمان تمایل داشتیم صعود را ادامه دهیم .

وزش باد و متعاقب آن بوران در برگشت باعث شد که پوشاکمان را بیشتر کنیم .

ساعت حدود ۴ به محل کمپ رسیدیم و از سوی دوستان خوبمان خانم ها فاطمه رضوانی الهه خانم و سمیه مورد پذیرائی با چائی داغ قرار گرفتیم که بسیار هم به موقع بود .

باد شدید باعث دردسرهایی شده بود تیرک چادر خانمها شکسته بود و یه مقدار از وسایل را که بیرون از چادر بود به اطراف پراکنده کرده بود و آقای علیرضا دائی چی با زحمت زیادی  آنها را جمع کرده بود.

ایشان همچنین پلوئی  درست کرده بود که شام شب مان شد . و بسیار قشنگ انرا درست کرده بود با ان شرایط بد باد و بوران . 

یکشنبه ۶ دی ماه

صبح ساعت ۲۰/۶ از خواب بیدار شدیم و بعد از صبحانه وسایل و چادر ها را جمع کرده و در ساعت ۳۰/۸ به سمت روستای سرداب بالا به راه افتادیم خرابی هوا باز هم داشت به سمت ارتفاعات پائین تر می آمد و ساعت حدود ۱۰  وقتی به روستا رسیدیم بارش برف شروع شد .

 به سمت فریدون شهر رفتیم بین راه در روستا های سیبک و نهضت اباد شاهد حرکت دسته های عزاداری بودیم ( امروز عاشورای امام حسین بود ) به فریدون شهر که رسیدیم فرصتی دست داد تا دوست خوبمان نرگس خانم را ببنیم و نهار در خانه فاطمه باشیم . آقایان داوی چی به سمت کرمانشاه و من هم همراه دوستان خوبمان به اصفهان امدم . تا ساعت ۱۰ شب که به ترمینال رفته و راهی تهران شدم . از خانواده آقا رضا که شام را مزاحمشان بودم بسیار تشکر می کنم .

ساعت ۵/۵ صبح دوشنبه به تهران رسیدم .

  

بزرگترین غار یخی دنیا

بزرگترین غار یخی دنیا

 

غار ایسریسن ولت (Eisriesenwelt) یک غار یخی طبیعی از نوع آهکی است که در نزدیکی سالزبورگ اتریش واقع شده است.

این غار بزگترین غار یخی جهان می باشد که بیش از 42 کیلومتر با دالانها و تالارهایش ادامه پیدا کرده است.

در سال 1879 یک دانشمند طبیعت شناس به نام "دید آنتون پاسلت" با ورود به این غار و پیمایش 200 متر اولیه این غار در تاریکی، رسما این غار را کشف نمود.

یک سال بعد او یک گزارش مبسوط از کشف غار را در مجله ی "mountaineering" به چاپ رساند ولی بعد از مدتی این گزارش به دست فراموشی سپرده شد.

در سال 1920 یکی از پیشگامان اکتشاف در ناحیه ی سالزبورگ به نام "الکساندر ون مورک" اهمیت گزارش پاسلت را درک کرد و به اکتشاف قسمتهای بیشتری از این غار پرداخت و در نهایت در سال 1929 به عنوان یک اثر طبیعی ثبت گردید.

 

ورودی این غار در یک دیواره پرشیب در ارتفاع 1641 متر قرار گرفته و از طریق جاده کوهستانی و تله کابین قابل دسترسی می باشد.

 

غار ایسریسن ولت توسط رودخانه ی سالزاچ (Salzach) پدید آمده است. این رودخانه با جاری شدن در کوه باعث فرسایش کوه و ایجاد راهروها گردیده است.

وجود چندین دهانه های ورودی در قسمتهای مختلف این غار باعث ایجاد جریان هوای از بیرون به داخل و بالعکس می شود.

جریان هوای سرد در زمستان و هوای نسبتا گرم در تابستان باعث تشکیل اشکال یخی و همچنین تغییر شکل این اشکال به مرور زمان می شوند به طوریکه هر ساله می توان شکلهای متنوعی از یخ را در این غار مشاهده نمود.

دیواره های صاف، استلاگتیت ها(چکنده)، استلاگمیت ها(چکیده)، کلاهک ها، آبشارهای یخی، و دیگر اشکال یخی، یک دنیای بلورین را شکل داده اند که شایستگی رتبه ی 5 ستاره در لیست جاذبه های گردشگری طبیعی را دارد.

 

دمای داخل غار معمولا صفر درجه یا پایین تر است و ضمنا عکس برداری از داخل غار ممنوع می باشد.

 مترجم: عرفان فکری

منابع:

http://www.wayfaring.info/2009/09/15/eisriesenwelt-caves
http://www.aeiou.at/aeiou.encyclop.e/e441860.htm
http://www.eisriesenwelt.at