نود و دومین نشست ماهانه انجمن کوه نوردان ایران

با سلام و عرض ادب، نود و دومین نشست ماهانه "انجمن کوه نوردان ایران"؛ به شرح زیر تقدیم حضورتان می گردد:

لازم به ذکر است در این نشست قسمت هایی از فیلم انتقال پیکر مرحوم بوچانی از چاه هشت غار پراو پخش خواهد شد .

 

ادامه نوشته

از میان یاداشت های دوستان


دوشنبه 29 شهریور1389 ساعت: 11:53

توسط:نوید
یکشنبه ساعت 12 ظهر مردم و دوستداران پدرام و خانواده و آشنایان پدرام در میدان آزادگان جمع شدن و تا کرند غرب پشت سر پیکر مرحوم پدرام بوچانی حرکت کردن من خودم تا به حال تشییع جنازه به این بزرگی ندیده بودم اینها نشانه دوست داشتن پدرام و کار بزرگ او بوده همچنین از مردم کرند غرب به خاطر حضور خود در مراسم تشکر میکنم . روحش شاد یادش گرامی برای همیشه

ادامه نوشته

گزارش انتقال پیکر مرحوم پدرام بوچانی از چاه 8 غار پراو

گزارش انتقال پیکر مرحوم پدرام بوچانی از چاه 8 غار پراو

 

قلل آرارات ؛ زنده یاد پدرام بوچانی

ارغوان شاخه همخون جدامانده من  آسمان تو چه رنگ است امروز ؟ 
آفتابي ست هوا ؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد
كه هوا هم اينجا زنداني ست
هر چه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
یاد رنگيني در خاطرمن
گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان
اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد ؟
...                                                                                                                               
ارغوان                                                                                                                                    
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقان مرا
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

                                                       ( هوشنگ ابتهاج  )


(همیشه به یادت هستیم)

 

 

ساعت 5 صبح روز پنجشنبه 25 شهریور ماه به کرمانشاه رسیدم . شب قبل  با آقای جامه شورانی تماس گرفتم و در مورد نحوه و زمان حرکت تیم به سمت پناهگاه و دهانه غار پراو  صحبت کردیم .

ساعت 11 همراه آقای لارتی دبیر هیئت کرمانشاه مواد غذائی لازم برای برنامه   خریداری شد .

حدود ساعت 14 آقای مراد نژاد تماس گرفت و  زمان حرکت را  17 و مکان تجمع  تیم را جلوی استانداری اعلام کرد .

کوله ام را بسته و در ساعت مقرر در محل حاضر شدم .

تعدادی از دوستان آمده بودند و تعدادی هم بعدا به جمع ما پیوستن .

رسول چلنگرپور – منوچهر مراد نزاد – هوشیار قنبری – مهرداد چاوشی – هادی جهانگرد – بهنام راشدی – بهنام مهدویان – حمید امیری – جلیل آزادی -  حسین جامه شورانی – کیومرث لارتی و تعدادی از اقوام و نزدیکان زندیاد پدرام بوچانی .

به  درب پادگاه  شهید داوو ابادی رفتیم ولی اجازه ورود به ما داده نشد فقط بارها را با خودروهای نظامی به محل چشمه دوزری انتقال دادند . به جاده چالابه امده و از طریق پادگاه متروکه سپاه 9 بدر خود را به چشمه دوزی رساندیم . چند نفر از بچه های کرند که در از چند روز قبل در پناهگاه مستقر شده بودند برای کمک در حمل بارها پایین امدند .

ساعت 22 به محل پناهگاه رسیدیم و مورد استقبال آقای پرویز بوچانی پدر مرحوم پدرام  ، حمید امیری و دیگر دوستان قرار گرفتیم .

بعد از شام جلسه ای  برگزار گردید و در آن اسامی نفرات تیم ها و نحوه فعالیت آنان در غار توضیح داده شد .

ادامه نوشته

پدرام به خانه برگشت

بعد از دو روز برنامه سخت انتقال زنده یادپدرام بوچانی پیکرش حدود ساعت 4 بعدازظهر شنبه 27 شهریور ماه از دهانه غار پراو خارج گردید و بر دوش همشهریان ، دوستان واقوام تا محل چشمه دوزری که آمبولانس منتظر ، جهت انتقالش به پزشکی قانونی بود حمل شد .

وضعیت اعزام نیروهابه غار پراو 25/6/1389

با سلام

ساعت ۴ صبح امروز پنج شنبه به کرمانشاه رسیدم شب قبل آقای جامه شورانی با من تماس گرفت و تهیه ملزومات برنامه خبر داد همچنین عنوان کرد شما هم در کرمانشاه بمانید در صورت تهیه امکانات برنامه یا با بالگرد یا بوسیله مال بارها را به میدان پراو خواهیم فرستاد و خودمان از طریق تنگه عازم منظقه خواهیم شد .

در همین راستا با سرهنگ کلهر فرمانده تنگه صحبت شده تا دسترسی به منطقه دوزری آسان تر شود .

( دوزری نام دره ایست در میانه راه رسیدن به میدان و دهانه غار پراو ، رسیدن تا اینجا حدود ۲ ساعت با کوله معمولی طول می کشد و از آنجا تا دهانه غار حدود ۳ ساعت دیگر باید کوهپیمائی کرد)

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

مروری گردم به نحوی بیرون آوردن جسد خدا بیامرز خلیل عبدنکوئی پور خاطرات اون برنامه برای من می تونه موثر باشه .

http://usef.blogfa.com/8709.aspx

 ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ

انعکاس خبر در رسانه های عمومی

روزنامه جمهوري اسلامي
24/06/1389
سرويس خبر: ورزشي
حادثه در غار پراو، جان يك نفر را گرفت


براثر يك حادثه در "غار پراو" يك نفر از هموطنانمان جان خود را از دست داد.
به گزارش ايسنا، در جريان برنامه غارنوردي يك گروه مستقل در غار پراو در استان كرمانشاه يكي از اعضاي اين تيم بر اثر سقوط در غار جان خود را از دست داد.
سه روز پيش، تيمي 6 نفره از شهرستان كرند واقع در غرب كرمانشاه جهت بارگذاري غار پراو به ميدان و پناهگاه اين منطقه مي‌روند كه متاسفانه يكي از هموطنان‌مان به دليل استفاده از يك طناب پوسيده به داخل حوضچه‌ آبي سقوط مي‌كند و جان خود را از دست مي‌دهد.
طبق آخرين تماس با مسوولان هيات كوهنوردي كرمانشاه، اين هيات به سازماندهي افراد پرداخته و تيمي 10 نفره به سرپرستي رييس هيات كرمانشاه براي عزيمت به منطقه توسط بالگرد در پايگاه هوايي حضور يافته‌اند و عمليات بيرون آوردن جسد هم‌چنان ادامه دارد.

http://www.jomhourieslami.com/1389/13890624/13890624_05_jomhori_islami_warzeshi_0006.html

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

براثر حادثه در غار پراو، یک نفر از هموطنان‌مان جان خود را از دست داد

خبرگزاری ایسنا - ساعت 11:30 - 23/6/1389

براثر یک حادثه در "غار پراو" یک نفر از هموطنانمان جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در جریان برنامه غارنوردی یک گروه مستقل در غار پراو در استان کرمانشاه یکی از اعضای این تیم بر اثر سقوط در غار جان خود را از دست داد.
سه روز پیش، تیمی 6 نفره از شهرستان کرند واقع در غرب کرمانشاه جهت بارگذاری غار پراو به میدان و پناهگاه این منطقه می‌روند که متاسفانه یکی از هموطنان‌مان به دلیل استفاده از یک طناب پوسیده به داخل حوضچه‌ آبی سقوط می کند و جان خود را از دست می دهد.

طبق آخرین تماس با مسوولان هیات کوهنوردی کرمانشاه، این هیات به سازماندهی افراد پرداخته و تیمی 10 نفره به سرپرستی رییس هیات کرمانشاه برای عزیمت به منطقه توسط بالگرد در پایگاه هوایی حضور یافته‌اند و عملیات بیرون آوردن جسد هم‌چنان ادامه دارد.
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
 
براثر حادثه در غار پراو،
يك نفر از هموطنان‌مان جان خود را از دست داد

سرويس: قهرماني - همگاني
1389/06/23
09-14-2010
10:58:30
8906-13924: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: قهرماني - همگاني

براثر يك حادثه در "غار پراو" يك نفر از هموطنانمان جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در جريان برنامه غارنوردي يك گروه مستقل در غار پراو در استان كرمانشاه يكي از اعضاي اين تيم بر اثر سقوط در غار جان خود را از دست داد.

سه روز پيش، تيمي 6 نفره از شهرستان كرند واقع در غرب كرمانشاه جهت بارگذاري غار پراو به ميدان و پناهگاه اين منطقه مي‌روند كه متاسفانه يكي از هموطنان‌مان به دليل استفاده از يك طناب پوسيده به داخل حوضچه‌ آبي سقوط مي كند و جان خود را از دست مي دهد.

طبق آخرين تماس با مسوولان هيات كوهنوردي كرمانشاه، اين هيات به سازماندهي افراد پرداخته و تيمي 10 نفره به سرپرستي رييس هيات كرمانشاه براي عزيمت به منطقه توسط بالگرد در پايگاه هوايي حضور يافته‌اند و عمليات بيرون آوردن جسد هم‌چنان ادامه دارد.

انتهاي پيام

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

 

التماس دعا

منم هم بعد از جمع کردن وسایل دارم به سمت کرمانشاه حرکت می کنم

اونجا دسترسی به نت ندارم ولی سعی می کنم اخبار برنامه رو بهتون برسونم .

از همه برای سلامت امدادگران و افراد حاضر در برنامه التماس دعا دارم .

آخرین اطلاعات از حادثه غار پراو

با سلام

 

آخرین خبر حاکی از آن است که در جلسه شب قبل هیئت تصمیم گرفته شد که افراد در صورتی که پراوز بالگرد قطعی گردد فردا صبح و در صورت عدم این کار همین امشب راهی میدان و پناهگاه پراو گردند . اسامی و جزئیات بیشتری در این خصوص ارائه نگردید ولی بطور حتم نفراتی که در برنامه بالا اوردن جسد مرحوم خلیل عبد نکوئی پور شرکت داشتند در این برنامه نقش اصلی را بازی خواهند کرد .

امروز عصر نیز جلسه ای دیگر در استانداری کرمانشاه برگزار می گردد به منظور تامین امکانات برنامه و پراوز بالگرد .

آقای حسین جامشورانی که یکی از زحمت کشان و پیشکسوتان کوهنوردی کرمانشاه است مسئول پشتیبانی و هماهنگی تیم مذکور شده ایشان تلفنی اعلام کرد :

حرکت تیم ها به میدان پراو بسته به تامین مایحتاج انها دارد چون در صورت نبود ادوات و مواد غذائی لازم برای چند روز برنامه اساسا کاری از پیش نخواهد رفت . در ضمن جلسه استانداری  امروز ساعت ۱۲ برگزار می گردد .

آخرین اطلاعات از حادثه غار پراو

ضمن سلام

 

طی تماسی که با آقای  رضا شهلائی و اصغر زرین گرفتم  اعلام کردن دیروز با طناب کشی و اماده کردن مسیر به چاه هشت رسیده و و پیکر مرحوم پدرام بوچانی  را با قرار دادن در کیسه  حمل جسد و بسکت نمودنش ، مقدمات انقال به بیرون را مهیا ساختن .

همچنین آقای شهلائی زمان اجرای برنامه  را روز پنجشنبه و جمعه  اعلام کرد .

آقای بوچانی پدر پدرام به همراه تعدادی از آشنایان و همچنین حمید امیری امروز صبح راهی پناهگاه پراو شدند . پدر داغدیده تحمل دوری از فرزندش را ندارد و با این کار سعی می کند هر چه بیشتر به پیکر عزیزش نزدیک تر باشد .

از خداوند بزرگ برای او و دیگر داغ دیده های حادثه اخیر صبر آرزو می کنیم .

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

سلام و شب بخیر

امشب در دفتر هیئت کرمانشاه جلسه ای به منظور نحوه فعالیت تیمهایی که قرار است در غار فعالیت کنند برگزار خواهد شد و در زمان نفرات و چگونگی اجرای این برنامه مورد بحث و نظر قرار خواهد گرفت .

شهلائی سرپرست برنامه اعلام کرد فعلا به نیروی جدیدی نیاز نیست .

من فردا عصر بنا بر درخواست پدر پدرام  و همچنین پیرو صحبتهائی که با آقای شهلائی داشتم جهت شرکت در برنامه به کرمانشاه خواهم رفت .

جزئیاتی از برنامه بنا بر گفته های علی بابائی :

جزئیاتی از برنامه بنا بر گفته های علی بابائی :

روز شنبه ساعت ۵ بعد از ظهر تیمی به سرپرستی پدرام بوچانی و همراهی پرهام بوچانی ( برادر ) ، پرویز بوچانی ( پدر ) و مادر  پدرام بوچانی علی بابائی و سهند اختیاری به قصد ثابتگذاری تا چاه 11 غار پراو عازم میدان پراو می گردند .

ساعت 22 به پناهگاه رسیده و روز یکشنبه  صبح ساعت 45/7 همگی نفرات فوق بجز سهند اختیاری وارد غار می گردند . طنابهای چاها ها را که دینامیک هم بودند یکی پس از دیگری به کارگاه متصل کرده و فرود می روند  .

 سر چاه ششم  در ساعت 5/9 تیم دو نفره علی و پدرام مابقی طنابها تا چاه 11 را برداشته و از بقیه جدا می شوند . زمانی که به چاه  39 متری هشت می رسند با تصور اشتباه که چاه 7 غار است با طنابی 15 متری که روز قبل  از دوستی امانت گرفته اند فرود  می روند .

(حدود 10 متر پائین تر از کارگاه اصلی غار طاقچه ای بسیار کوچک که داخل آن گودالی مملو از آب است وجود دارد  و کمی پائینتر از این تاقچه ریبلی  یا کارگاه دوم اس – ار – تی  چاه است ، این کارگاه که اسپید 8 میلیمتری می باشد توسط تیم روسی زده شده و حدود 10 متر پائینتر هم ریبلی دوم یا کارگاه بعدی چاه در سمت راست فردود رونده قرار گرفته که من  با بستن صفحه رول انها را احیا نمودم و هفته قبل همه پیچ و صفحه ها از نظر سلامت چک شدند )

ابتدا علی پائین می رود و بعد از رسیدن به طاقچه و دور از دسترس بودن کارگاه  که تصور می کند کارگاه چاه هشتم از آنجا شروع می شود به پدرام اعلام می کند ، در این گفتگوی دونفره علی خود را از طناب  آزاد و در طاقچه بسیار کوچک میانه چاه هشت  منتظر فرود پدرام می شود .

( کسانی که تا چاه هشت غار را رفته اند می دانند ورودی این چاه مقداری تنگ و بدگذر است  ، ورود و  خارج  شدن از چاه را با مشکل مواجه می سازد . )

وزن حدود 80 کیلوئی و همچنین شوک ناشی از آزاد شدن از تنگنای که پدرام بر طناب پوسیده وارد می کند باعث پارگی ان می گردد و از مقابل دیدگان علی پدرام ارتفاعی به اندازه چاه  هشت یعنی 39 متر سقوط می کند . الان ساعت 5/10 صبح است .

علی چند بار پدرام را با صدا می زند ولی جوابی نمی شنود و از اینطرف خانواده پدرام که در بارگاه چاه 5 هستند گویا صدای علی را هم می شنوند که داد می زند ( البته بعید به نظر می رسد ) اما توجهی نمی کنند و به سمت بالا راهی دهانه غار می گردند .

علی که توان جسمی خوبی برخوردار است با دیدن این واقعه بلافاصله و با ریسک بزرگی که می کند  دست به سنگ  مقداری تا رسیدن به کارگاه دوم پائین می رود  ابتدا خود حمایت  به کارگاه زده سپس با طناب 50 متری که به همراه داشته و برای همین چاه در نظر داشتن استفاده کنن فرود  می رود  .

 

 

(کف چاه هشت از سنگ یک تکه تشکیل شده و حوضچه ای کم عمق در ان است )

آب کف چاه با خون پدرام کاملا رنگین شده بود  ، لبهایش سفید ، سرش از پشت شکافته شده بود و  از دهان و  مجاری شنوائیش خون بیرون می زد ه .

قبل از رسیدن علی پدرام جان  می دهد و  تنها کاری که او برایش می کند کنار کشیدنش از زیر چاه  بود .

از این وقت به بعد علی هر چند دقیقه یکبار بر بالین بی جان همنوردش حاضر شده و نبضش را به امید اینکه معجزه ای رخ دهد  چک می کند ولی افسوس که بدن پدرام  مانند بدنه غار سرد شده .

دمای بدن علی هم به مرور افت پیدا می کند .

(این یک پدیده طبیعیی است دمای هوای غار حدود 7 درجه است و با رطوبت بالای غار و خیسی نسبی لباس غار نورد سرما تا مغز استخوان نفوذ خواهد کرد بخصوص زمانی که تحرکی نداشته باشید  )

از زمان فرودش تا زمانی که پراهام به کمکش میاید با بالا رفتن از طناب تا کارگاه دوم چاه و پائین امدن ، روشن کردن الکل جامد و حتی سوزاندن ذباله های داخل کیسه ای که در زیر چاه بود  سعی در نگه داشتن دمای بدنش میکند .

در خارج از غار بعد از نگرانی از دیر شدن بازگشت علی و پدرام  برادرش پرهام به همراه سهند یک بار تا چاه سوم وارد غار می گردند اما خبری از بازگشت دو نفر نمی بینند به همین خاطر از غار خارج می گردند و با تماس از حمید امیری در کرمانشاه که  با انها رابطه دوستی دارد تعین تکلیف می کنند(ساعت الان حدود 12 شب است )  و حمید هم متقابل با من تماس گرفت . و نتیجه این تماس ها بر این شد تا ساعت 3 صبح کاری انجام ندهند اگر مراجعت نکردن تیمی وارد غار شده و اوضاع را بررسی کند در صورت نیاز با من تماس گرفته شود که در این بین تیمی مجهز را آماده می کنم با اولین پراوز صبح به کرمانشاه رفته و وارد برنامه امداد شویم .

اینبار پرویز بوچانی ( پدر ) و پرهام ( برادر ) مجددا وارد غار شده و سر چاه  3 پرهام از پدرش جدا شده و  تا سر چاه 6 پیش می رود  با صدا زدن حضور خود را به علی اعلام می کند و  علی هم جواب می دهد . از 6 و چاه هفت که دو  چاهک سه متری است پائین می رود  ، علی  تا  کارگاه دوم چاه هشت صعود می کند  و بوسیله طناب انفرادی که پراهام به او می دهد طناب 37 متری را که برای چاه 10 به همراه داشته بالا می فرستد و با بستن این طناب  علی از چاه  8 خارج و  ماجرا را برای پرهام توضیح می هد .

ساعت 6 صبح دوشنبه از غار خارج و تلفنی موضوع را به من اطلاع میدهند .

مابقی ماجرا به این گونه است که  در گزارش قبلی و بعدی خواهد آمد

مرقصاب پنجمین قربانی خودر را گرفت

مرقصاب پنجمین قربانی خودر را گرفت

 

روز شنبه 20 شهریورتیمی شش نفره از شهرستان کرند غرب کرمانشاه به نام های علی بابائی  ـ پدرام بوچانی ـ  پرهام بوچانی ، پرویز بوچانی ( پدر پدرام و پرهام ) ـ مادر پدرام و پرهام  و شخصی دیگر به جهت بارگذاری غار پراو به میدان و پناهگاه پراو عزیمت می کنند .

 

روز یکشنبه صبح تیم پنج نفره انها وارد غار شده و تا چاه 5 پیش رو می کنند از انجا به بعد پدرام بوچانی همراه علی بابائی جهت بارگذاری بقیه مسیر تا چاه 10 پیشروی می کنند و سه نفر دیگر از غار خارج می شوند .

علی بابائی سر چاه هشت طنابی که ظاهرا پوسیده هم بوده به کارگاه اصلی بسته و تا حدود 10 متری که یک حوضچه کوچکی که مملو از آب است فرود می رود انجا به پدرام اعلام می کند که کارگاه بعدی دور از دسترس می باشد و نمی توانم انرا نصب کنم . ( منظور کارگاه دوم اس _ ار_ تی چاه هشتم بوده ) پدرام اعلام می کند صبر کن خودم فرود میایم . و در حین فرود با پاره شدن طنابی که خودشان به کارگاه بسته بودند پدرام از چاه 39 متری  هشتم سقوط می کند .

علی بابائی با ریسک بزرگی چند متر مانده به کارگاه  دوم چاه که یک تک رول هشت میلی متری  است پائین رفته و با بستن طناب دیگری که به همراه دارد فرود خود را تا روی پیکر بی جان پدرام که سرش شکافته و از گوشهایش خون جاری بوده انجام میدهد  . مدت زمان زیادی  در کنار پیکر همنورد خود باقی می ماند تا اینکه پرهام بوچانی که به  جهت  اطلاع از وضعیت نامشخص و دیر شدن زمان بازگشت دو نفر به محل حادثه  امده و با در جریان قرار گرفتن از وضعیت موجود و ریختن طنابی دیگر به همراه علی بابائی غار را به سمت دهانه ترک می کنند .

آنها هم اکنون در پناهگاه پراو اند .

 

گزارش حاکی از انست که تعدادی از غار نوردان کرمانشاهی در جریان ماجرا قرار گرفته اند و در خصوص بیرون اوردن جسد هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده و از همه دوستان درخواست می گردد از عزیمت به منطقه به جهت کمک در این خصوص به شدت خود داری و منتظر اعلامیه های بعدی ستادی که باید در این راستا تشکیل گردد باشند .

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

عصر بخیر

بنا بر گزارش رسیده از پناهگاه پراو یک تیم چهار نفره به سرپرستی آقای رضا شهلائی به منظور بررسی  علت سقوط و همچنین بسکت نمودن پیکر زنده یاد پدرام بوچانی راس ساعت 5/3 بعدازظهر امروز وارد غار شده ، خانواده و بقیه نفرات تیم کرند بوسیله بالگرد از منطقه به مقصد کرمانشاه خارج گردیده اند .

لازم به توضیح می باشد در اولین ساعات امروز مسئولین هیئت کرمانشاه در جریان حادثه قرار گرفتند و با تشکیل جلسه در این خصوص اوضاع حادثه را مورد بحث قرار دادند و نهایتا تیمی از غار نوردان به جهت بسکت و انجام اقدامات اولیه حمل جسد به سرپرستی رضا شهلائی و همچنین هماهنگی نمایند هلال احمر کرمانشاه ( پیمان یاوری ) و اصغر زرین از کوهنوردان و غار نوردان با تجربه کرمانشاهی و دو نفر دیگر  با عزیمت به میدان پراو  ، وارد غار شدند .

گفتنی ست تیم مذکور مقارن ساعت 22 امشب از غار خارج  خواهند شد . و در صورت امکان جسد را تا انجا که ممکن باشد حمل می نمایند .

 

ركورد عميقترين چاه ايران شكسته شد

 
پس از اتمام برنامه پیمایش غارجهانبین دراستان کهکیلویه و بویر احمد در منطقه هفشجان و دریافت گزارش تیم نقشه برداری اطلاعات به شرح زیر اصلاح میگردد چاه مذبور با عمق (از لبه چاه بطور مستقیم تا کف ) بامتراژ عمودی 140 متر و طول پیموده شده به اضافه تراورس و ربلای های لازم 185 متر با ابعاد دهانه  1/20در 2/30میباشد و با ثبت این اندازه ها میتوان رکود 140 متر عمق لیززی را برای عمیقترین چاه طبیعی کشف شده در ایران به چاه جهانبین شهرکرد اختصاص داد . انجمن وظیفه خود میداند با ارائه  و اصلاح اطلاعات در ثبت صحیح اندازه ها و آمار غارهای ایران انجام وظیفه نماید به همین وسیله ضمن پوزش از اعلام اشتباه طول پیموده شده بعنوان عمق که بعلت اعلام خبر اولیه تیم اس آر تی  صورت گرفت بار دیگر از تمام تلاشها و زحماتی که توسط کوهنوردان و غارنوردان منطقه در کشف و فرود های اولیه به این چاه عظیم صورت گرفته و همچنین میهمانوازی هیات کوهنوردی هفشجان در به اتمام رساندن این پیمایش کمال سپاس و تشکر را داشته باشد
 اعضای تیم اعزامی
1- مهرداد حاج هاشمی سرپرست
2- داود لطفی کمیته فنی
3- مجید ثقفی سرپرست تیم اس آرتی
4- ابراهیم بیرامیان اس آر تی
5- رحیم سعادتی اس آر تی
6- امیر جلوانی اس آر تی
7- یوسف واقف سرپرست تیم نقشه برداری
8- سعید ورزند نقشه برداری
9- لیلا اسفندیاری نقشه برداری
10- افشین یوسفی تیم تصویر برداری
11- محمد منصوری تیم تصویر بداری
12- مجید زراوندی تیم تصویر برداری
13- دکتر محمد حسین هجرتی پزشک تیم
14- مازیار غلامی تیم پشتیبان
15- حشمت ا...فتحی ریاست هیات کوهنوردی
16- آقا محبی کمیته فنی هیات و از اولین پیمایش کننده گان

منبع: انجمن غارنوردان و غارشناسان ايران

ركورد عميقترين غار در كانادا شكسته شد

 

ركورد عمق غارهای کانادا به تازگی با اتصال غار Heavy Breather و غارهای Pachidreamواقع در کوه های راکی در جنوب شرقی استان بریتیش کلمبیا شکسته شد.. در 14 اوت 2010  تیم متشکل از 5 نفر کالین و وینس مسی ، کتی گراهام ، کریس امورا و گاوین السلي به شمالي ترين گذرگاه غار Heavy Breatherفرود رفتند.  وینس متوجه دهانه بسیار کوچک در 3متري از زمين شد که قبلا ناشناخته بود  با تلاش اعضاي تيماين مسير سه متري طنابگذاري و صعود شد. گذرگاه فراتر از این صعود مسيري تنگ و مارپيچ بود كه پس از 70 متر به چاهي 10 متري ختم مي شد. كروكي اين مسير كشيده شد و چاه به يك تالار بزرگ ختم مي شد در حالي كه روي ديواره روبرو طنابي به چشم مي خورد. این مكان پايين چاه سيزدهم غار Pachidream  در حدود 300m زیر ورودی بود.
در حال حاضر ركورد عمق در کانادا حدود 652 – متر است  و پيمايش كامل شامل 24 چاه مي باشد.  طول نقشه كشي شده اين نظام غار در حال حاضر بیش از 4km  است ، اما هنوز اطلاعات بيشتري بايد به نقشه اضافه گردد ومسير هاي نامكشوف بيشتري بايد پيمايش و نقشه كشي شوند. ركورد قبلی عمق در کانادا مربوط به غارArctomys  با عمق  -536 متر بود.

اطلاعات بيشتر در شماره بعدي مجله Canadian Caver منتشر خواهد شد

http://www.cancaver.ca/pubs2/cc/index.htm

ترجمه از سايت caverinfo

منبع : غارنوردان ایران ( سعید هاشمی نژاد (