جواب به کامنت بی هویت .
کامنتی در جواب شخصی به نام استاد نوشتم و در پس اون شخصی بی هویت جوابیه ای برایم نوشت و لازم دیدم به جهت روشن شدن بازدیدکنندگان جوابی برایش بنویسم .
این کامنت من است :
میشه بگید این تیم درست و حسابی چرا با توجه به اطلاع از نا امن بودن غار بازم پیشروی کرد ؟
سئوال
بعدی : وجه تمایز این تیم درست و حسابی نسبت به تیم های قبلی در چی بوده ؟
در پاکسازی که انجام نداده ، در عدم ترمیم کارگاه هایی که بنا بر گفته
خودشان ناامن بوده ، در تصویر برداری و عکاسی که انجام ندادن ، در رفع
ایراد نقشه ترسیمی 40سال قبل انگلیسی ها ؟
البته در تعداد نفرات
بخصوص تعداد مربی های بروز تحت نظر فدراسیون و تعداد روزها و همین طور
میزان هزینه ای که در اجرای برنامه از اعضا گرفته اند و بکار گیری چند راس
الاغ در حمل بارهایشان نسبت به تیم های بازدید کننده از غار متمایز بوده
اند .
تبریک می گم به برگزار کننده ها و بخصوص بخش غارنوردی برای این برنامه شاخص که از 25 نفر 2 نفر به حوضچه چاه 26 رسیده اند .
___________________________________________________________________________
و این شخص بی هویت این جواب را برای من نوشته که زیر هر پاراگراف جوابی برایش با رنگ قرمز نوشته ام .
نویسنده: پاسخ به یوسف سورنی نیا
سه شنبه 23 آبان1391 ساعت: 10:58
اولا معنی "نا امن بودن غار" با "اکثر کارگاهها، رولها و طناب ریزیها در آن غار با اصول غارنوردی ایمن مغایرت داشته" خیلی فرق داره
ج _ میشه شما فرقش رو بگید که ما هم یاد بگیریم ؟ بعبارت دیگه اگر کارگاهی با اصول اس ار تی مغایر باشه بجز این که سلامت طناب و فرد رو در معرض خطر قرار میده چه چیز دیگه ای می تونه باشه ؟آیا همون نا امن بودن کارگاها نیست ؟
قبل از نوشتن کامنت بد نبود به چند تا خبر و گزارش قبلی و اصلا عنوان این برنامه یک نگاهی می انداختید ، این اردوی آموزشی ، انتخابی برون مرزی بوده و اهداف " آمادگی جسمانی ، تمرین در شرایط جدی غارنوردی و کسب تجربه "
پس ، عنوان : " آموزشی ، انتخابی " و اهداف " آمادگی جسمانی ، تمرین در شرایط جدی غارنوردی و کسب تجربه "
پس : عکاسی نیست ، تصویربرداری نیست ، رفع ایراد نقشه نیست ، .....
ج _ اتفاقا همه گزارش ها و خبرها رو دیدم ولی دوست عزیز ممنون می شم بفرمائید چه آموزشی به این دوستان علاقمند به غارنوردی در این برنامه دادید ؟ و توسط کی این اموزش داده شد ؟ تا اونجای که من در جریانم تیمی رو فرستادید ثابت گذاری کنه و بعدش یه تیم دیگه رفته غواصی کنه که نشده و برگشته و دوباره همون تیم اول از چاه 15 غار بارها رو بیرون آورده
نوشتی " چرا پیشروی کرد؟ " هنوز گزارش کامل منتشر نشده ( آنطور که در گزارش آخر آمده است ) بنابراین گروه بندی نفرات ، میزان پیشروی ، رولکوبیهای جدید و ..... را با توجه به اهداف اردو نمیدانی ، نحوه برخورد و پیمایش گروه چطور بوده ؟ به دید یک غار جدید برخورد کردند یا یک غار پیمایش شده و استاندارد ؟! آیا اطلاع داری یا در برنامه بودی ؟!
ج _ لازم نیست گزارش کامل نوشته بشه ، خطر همیشه خطره وقتی شما متوجه شدید که کارگاه ها با اصول غارنوردی مغایرت داره عقل سلیم دو راه به شما معرفی می کرد 1 – برنامه را کنسل می کردید و باز می گشتید 2 – اقدام به ترمیم کارگاه ها می نمودید ، نه اینکه باز هم برای غواصی و اکتشاف راهی انتهای کشف شده غار می شدید . ولی شما پس از رسیدن به انتهای چاه 26 و بیرون امدن به دیگران توصیه می کنید که وارد غار نشه چون کارگاه ها با اصول غارنوردی اس آرتی نشدن .
یعنی خطر دیگران را فقط تهدید می کند نه شما ؟
در مورد وجه تمایز پرسیدی ، در کامنتت تعدادی از وجوه تمایز را برشمردی ! ، وجه تمایز این بوده که در یک اردوی آموزشی و انتخابی با اهداف مشخص به فکر این نبودند که تعداد بیشتری را به ته غار برسانند حتی اگر هدف برنامه پیمایش تا انتها بود هم ایمنی و جان افراد مهمتر از رکورد زنی و ..... بود این یک وجه تمایز !
ج _ باز هم می گم اگر ایمنی افراد برای شما مهم بود با اطلاع از مغایر بودن کارگاه ها بر اصول اس آر تی برنامه را در جهت تامین و یا حداقل بالابردن ایمنی افراد تغییر می دادید . شما حتی قصد داشتید چاه 24 رو صعود کنید !!! یا غواصی در حوضچه چاه 26 این اگردست یابی به رکورد نیست پس چه چیز دیگه ای می تونه باشه ؟
وجه تمایز دیگر اینکه تعداد الاغ کمتر در برنامه را برتری تیم نمیدانستند ! وجه تمایز دیگر اینکه تعداد روز کمتر برنامه را مزیت نمیدانستند چون عنوان ، اردوی آموزشی ، انتخابی بوده و اهداف : " آمادگی جسمانی، تمرین در شرایط جدی غارنوردی و کسب تجربه " نه پیمایش 4 ساعته تا ته پراو یعنی با مسابقه و رکورد زنی تفاوت قائل شده بودند ، اینم یک فرق دیگه
ج _ فرق هست بین کسی که همه طناب ها و ابزار های برنامه اش را خودش تا دهانه غار حمل می کند و کسی که برای حمل این وسایل بیش از یک میلیون تومان به صاحب الاغ ها می دهد !!! هر چند چندان هم اهمیتی ندارد ولی در سهل شدن برنامه تاثیر گزار است . بدون تردید اگر در بین شما کسی بود که می توانست در مدت زمانی که خودتان هم عنوان کردید غار را پیمایش کند در انجامش شکی به دلتان راه نمی دادید پس این سر چشمه از حسادت است دوست عزیز .نکته بعد : چگونه است وقتی فلان شرپا اورست را در مدت زمان 8 ساعت صعود می کند کسی به او خورده ای نمی گیرد و همه لب به تحسینش باز می کنند ولی اگر من غار پراو را با زمان 4 ساعت پیمایش کنم باید مورد سرزنش قرار بگیرم ؟ در این جا باید بگم تا کور شود چشم حسود که من این غار را در مدت زمان 4 ساعت و 25 دقیقه در سال 1384 انهم با طناب های دینامیک پیمایش کرده ام .
بدون تردید اگر میزان امادگی جسمانی که الان شما برای به دست آوردن آن برنامه ریزی می کنید و در این نوشتارتان بلا انقطاع ازش یاد می کنید در من نبود هرگز به چنین رکوردی دست پیدا نمی کردم .
فرق دیگه اینکه هزینه متناسب با برنامه گرفته شده و کسی هم مشکلی نداشته ، که خود شرکت کنندگان به راحتی و در صورت لزوم بیان میکردند ، برخی 150 و 200 هزار تومان برای بردن به پراو و تورلیدری می گیرند !
ج _ هر کدام از افراد این برنامه طناب های خودشان را به همراه داشته اند و موظف بوده اند که در غار بار کشی کنند و بار های داخل غار را بیرون بیاورند و هر کدام باید مبلغ 120 هزار تومان پر داخت می کردند ( البته شک دارم که همه این مبلغ را پرداخته باشند ) و من در سال های قبل برای ثابت گذاری ، همراهی نفرات و نیز جمع آوری ثابت گذاری ها مبلغی در حدود 125 هزار تومان از حداکثر دو نفر در هر برنامه دریافته ام در حالی که نفر همراه من هیچ کاری جز پیمایش خود انجام نمی داد ، آیا خود شما حاظر هستید با چند برابر این مقدار همچین کاری را انجام دهید ؟ نکته مهمتر اینکه تقریبا تمام کسانی که در آن دو سه سال با من و در ازا مبلغ غار را بازدید کردند جز بهترین دوستانم هستند و روابط دوستانه ما همچنان پا بر جاست و این نشان از رضایت انهاست . در ضمن من پس از فوت مرحوم خلیل عبد نکوئی از ان برنامه ها را قطع کرده و از هیچ کس وجهی دریافت نکردم .
یکی از محاسن ان برنامه ها در تیمز شدن غار بود بطوری که در هر برنامه مقداری از زباله ها از غار خارج می شد .
در ضمن شما بابت دوره های که برگزار کرده بودید چقدر از جماعت دریافت می کردید ؟
وجه تمایز دیگه اینکه چنین اطلاعیه ای میدهند و دیگران را آگاه میکنند میتوانستند به پیمایش سرعتی و تعداد الاغ و تعداد پیمایش و تعداد نفر در ته چاه و .... فکر کنند !
ج _ شکی ندارم اگر می توانستید هم غواصی می کردید هم اکتشاف هم سرعتی غار را پیمایش می کردید و هم اینکه هر 12 نفری که به سمت انتهای چاه 26 حرکت کرده بودند در صورت عدم انصراف غواص ترک و بازگشتش به بالا و وخیم شدن حال یکی از نفرات تیم و نیز مقداری نا هماهنگی بین نفرات ، هر 12 نفر می خواستند به چاه 26 برسند .
یاد حادثه دیدگان و جان باختگان پراو گرامی باد !
ج _ ممنون بله یادشان گرامی و درود بی پایان بر ان کسانی که بی منت در برنامه های امداد و نجات و حمل پیکر ان زندیادان سنگ زیرین آسیاب بوده اند .
در آخر برای شما آرزوی سلامتی و تندرستی دارم و با توجه بی اهمیت بودن این موضوع برای من اعلام می کنم که هر جور که دوست دارید . روشها شاید با هم متفاوت باشند ولی اصل شاید یکی باشد .
در طی برنامه های غارنوردی که در پائئز سال قبل انجام دادم این فکر که گزارش برنامه هایم شاید در جهت آشنایی تعدادی از علاقه مندان به غار و غارنوردی مفید واقع شود در ذهنم خطور کرد و زمینه ایجاد یک وبلاگ نچندان تخصصی غارنوردی را در من بوجود آورد .