|
|
|
به نام خداوند زیبا یی ها اکثر کوهنوردان و سنگنوردان شاید تا قبل حادثه سال 81 که منجر به از دست رفتن دو کوهنورد از جمع بزرگ خانواده کوهنوردان ایران شد شاید خیلی نام غار پروا رو نشنیده بودند و این غار برای خیلی از کوهنوردان ناشناخته بود. بعد این حادثه غار پروا تبدیل به یک علامت سوال برای خیلی از علاقه مندان به غارنوردی شد. خود من هم جزو کسانی بودم که بعد این حادثه بیشتر از گذشته پیگیر مسایل این غار شدم و شاید از همون موقع به فکر دیدن این غار و پاک کردن علامت سوال از ذهن خودم افتادم. تا اینکه این قضیه از اواخر سال 86 شدت بیشتری گرفت و برنامه ریزی ها برای پیمایش این غار از اوایل سال 87 شروع شد. غار پروا به اورست غارهای ایران شهرت دارد و در ایران به جرات میتوان گفت اولین غار بلند و فنی و سخت است. کسانی که موفق به پیمایش این غار شده باشند چه تا انتها چه تا اواسط غار مطمئنا خود شاهد شگفتی ها و عظمت غار شدند و با چشم خود عظمت این غار را دیده و سختی آن را لمس کرده اند. طبق برنامه ریزی تمرینات به طور عملی از اواسط خرداد شروع شد و اجرای این برنامه قطعی شد. ما ابتدا از تمرینات بدن سازی شروع کردیم. در لا به لای تمرینات با پزشک تغدیه مشورت شد و برنامه غذایی و رژیمی برای نفرات تدوین شد. تمرینات بدن سازی و رژیم های غذایی تا اوایل شهریور ادامه پیدا کرد. بعد از اینکه به یک توانایی بدنی مناسب رسیدیم شروع به تمرینات یومار زدن کردیم. شاید تمرینات یومار زدن یکی از مهمترین تمرین ها و آمادگی های قبل پیمایش این غار باشد. چرا که باید در مسیر برگشت یومار زده و از چاه ها صعود کنیم. این تمرینات رو در سالن و از ارتفاع 40 متری انجام دادیم. در طول تمرینات شروع به جمع آوری اطلاعات درباره غار کردیم. تمامی گزارشات تیم هایی که برای پیمایش غار اقدام کرده بودند جمع آوری شد. ابتدا به گزارشات تیم های اولیه اکتشاف کننده این غارمثل انگلیسی ها و لهستانی ها و کرمانشاها ها پرداختیم. سپس به گزارشات جدید این غار پرداختیم. گزارش پیمایش تیم آقای محمد نوری – تیم هم طناب مشهد - گزارش خانم لیلا اسفندیاری و..... . با اکثر نفراتی هم که موفق به پیمایش این غار شده بودند صحبت شد. متاسفانه نقطه ضعفی که در تمامی این گزارشات به چشم میخورد نامشحص توصیف کردن موقعیت این غار و مسیر دسترسی به این غار بود. در هیچ کدوم از این گزارشات کروکی و توصیف دقیقی از مسیر رسیدن به دهانه غار یا محل هایی مثل چشمه دو زری و پناهگاه میدان پروا نبود. که این مطلب ما رو در رسیدن به دهانه این غار با مشکل رو به رو کرد. و تقریبا یک روز از وقت ما رو گرفت. در ابتدای مسیر تعدادی از کونوردان کرمانشاهی هم متاسفانه با راهنمایی ناقص مارا در پیدا کردن مسیر اصلی گمراه کردند. طوری که مجبور شدیم یک شب در بالای مسیر خر سنگ ( تک سنگ ) در کنار تابلوی خسته نباشید چادر زده و شب رو صبح کنیم. همچنین کوله های سنگین که تقریبا وزن هر کوله بالای 30 کیلو می شد عامل دیگر فرسودگی بدنمان در موقع رسیدن به پناهگاه شد. این دو عامل باعث شد وقتی که به پناهگاه رسیدیم با وجود استراحت 7 الی 8 ساعته باز هم رکاوری کاملی نداشته باشیم. با تمامی این تفاسیر شب ساعت 9 آماده ورود به غار شدیم. 3 نفر از تیم 5 نفره به نام های شهریار بهزادیان – محسن صنعتی و مقتدا محمدلو وارد غار شدیم و دیگر دوستانمان پس از بدرقه ما برای انتظار بازگشت ما به پناهگاه برگشتند. ما بدون راهنما وارد غار شده بودیم و تمامی امید ما به اطلاعاتی بود که قبل از برنامه جمع آوری کرده بودیم. ما کروکی داخل غار رو هم همراه داشتیم. به همین علت با احتیاط زیاد مسیر رو طی میکردیم. چاه ها رو یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم تا به ابتدای چاه 15 رسیدیم. در طول مسیر تعدادی از کارگاه های فرود تصحیح شدند و تعدادی از آنها نیز طنابشان تعویض شد و همین امر موجب کندی سرعت ما شد. از شانس بد ما آب غار خیلی زیاد شده بود. طوری که بعضی از نقاط تا زانو وارد آب میشدیم. یادم هست که در ابتدای مسیر یکی از کوهنوردان کرمانشاهی گفت که غار کاملا خشک شده و تا چاه 14 بیشتر مسیر گلی هست تا آبی در صورتی که کاملا برعکس بود. در ابتدای چاه 15 استراحت کوتاهی انجام دادیم. و بعد از مشورت با وجود داشتن انرژی و توان کافی برای ادامه مسیر تصمیم بر این گرفتیم که مسیر رو ادامه ندهیم و برگردیم. پلاک تیم رو در کنار پلاک گروه آزادگان مشهد نصب کردیم و مسیر برگشت رو پیش گرفتیم. این کار ما چندین علت داشت. اولا این که چون این برنامه تجربه اول غار پروا ما بود و همچنین تیم ما بدون راهنما وارد غار شده. به همین مسئله تایم ما تا زمان رسیدن به ابتدای چاه 15 بیشتر از حد در نظر گرفته شده بود. دوما آب غار افزایش زیادی داشت طوری که حتی موقع برگشت مسیر آب بعضی نقاط بیشتر از موقع رفتمان شده بود. و دلایل دیگر. درهر صورت مسیر برگشت رو با روحیه بسیار عالی ادامه دادیم و در ساعت 1 ظهر روز بعد از غار خارج شدیم. کل مسیر رفت و برگشت ما 16 ساعت به طول انجامید. فکر نکنم تا به حال در طول زندگیم لذتی مثل خوردن آفتاب به صورتمان در هنگام خروج از غار رو تا در زندگیم تجربه کرده باشم. درضمن ما در حال تدوین یک کروکی کامل به همراه عکس از ایتدای مسیر تا دهانه غار هستیم که پس از کامل شدن حتما در دسترس دوستان از طریق همین سایت قرار خواهیم داد. همچنین گزارش کامل و جامع برنامه به زودی در دسترس خواهد بود. نفرات شرکت کننده در برنامه: - شهریار بهزادیان - محسن صنعتی - مقتدا محمدلو - بهروز قهرمانی - مهرداد حیدری شهریار بهزادیان – مهر87 | |
**********************************************************************
ضمن خسته نباشید به دوستان عزیزم در گروه طلوع زنجان لازم می دانم مطالبی را در این خصوص عرض کنم :
در مورد پیدا کردن محل دهانه غار شما می توانستید با گرفتن یک راهنما از هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه به سادگی و در عرض حدود ۶ ساعت به دهانه غار برسید .
در مورد آب غار هم خدمتان عرض کنم که من بعد از شما وارد غار شدم تا چاه ۲۶ هم پیشروی کردم اب غار در پایین ترین وضعیت خود بود در تمام این مدت که غار را شناختم . اب غار در خشک ترین سالها کم تر از این نمی شود . و در مورد گرفتن نظر تخصصی در مورد غار شما باید به سخنان متخصصین غار توجه می کردید نه چند کوهنورد گل گشت رو که شناختی از غار ندارند آنها احتمالا تا حدود ۵۰ متری در غار برای آوردن اب رفته اند و غار را تا انتها خشک می پنداشتند .
به هر حال برایتان ارزوی توفیق و دست یابی به انتهای ترین نقطه مکشوف غار را دارم و انشاءالله زباله هایی که در غار من دیدم از جمله طناب های کهنه و طناب های پلاستیکی لباس پلار کهنه کلاه و خیلی چیزهای دیگر متعلق به شما نباشد .